تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
نيازمندان مىنمود و چون اكثر كاتبان و مذهبان و مجلدان مريد او بودند ديوان او را به خط خوب مىنوشتند و به تذهيب و تجليد آن همت مىگماشتند و به همين مناسبت ديوان وى مرغوب و مقبول مردمان بود . شيخ در سفر حج همراه مولانا جامى بوده « 1 » و از مردم و شاعران روزگار شكايت مىنموده است . كه اكثر معانى و مضامين اشعار مرا مىدزدند و به ديوان خود مىبرند . مولانا جامى پس از شنيدن اين شكايت خنديده و فرموده است كه چون معانى اشعار شما را دزديده‌اند ديوان شما بىمعنى مانده و غير لفظ بىمعنى در او چيزى نمانده است . شيخ در حين برگشت از سفر حج وفات يافت و نزديك مقبرهء ابراهيم ادهم دفن شد . نسخه‌يى از ديوانش در كتابخانهء امير المؤمنين ( نجف ) به‌شمارهء 1354 تحرير زمان سراينده در 222 برگ هست . نمونه‌يى از اشعار اوست :
مخوان به صومعه اى زاهد حسود مرا * كه نيست ميل ركوع و سر سجود مرا
* * *
كعبهء بىروى و ريا روى تو * قبله و محراب من ابروى تو هر دوجهان مست خيال خودند * دست « جمالى » و دو گيسوى تو
از رباعيات اوست :
بر قد دلم راست ، قباى غم توست * شادى به دلم باد كه جاى غم توست گر هست تو را غمى براى دل ماست * ور هست مرا دلى براى غم توست
( ترجمهء مجالس النفائس ، ص 401 - 402 - الذريعة ، ج 9 ، ص 204 - فهرست نسخه‌ها ، ج 3 ، ص 2274 )

جمالى تبريزى

نامش در تذكرهء خيرات حسان « خان‌زاده خانم » ذكر شده است . مؤلف مرآة الخيال ( مؤلفهء 1102 ) مىنويسد : جمالى تبريزى دختر امير يادگار است و در فهم بلندش سخن بسيار اما در حسن و جمال دل‌فريبش گفته‌اند كه نقاش فطرت به رعنايى او نقشى بر صفحهء
هامش
( 1 ) - جامى به سال 877 به سفر حج نايل گشته است ( ر ك : « جامى » تأليف دانشمند فقيد على اصغر حكمت ، ص 81 ) .