تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
تا كه القاب شهنشه را نويسد در كتاب * باد چون « جعفر » هزارش بنده تا يوم الحساب
اين قطعه نيز از اوست :
با فلك دوش به خلوت گله‌يى مىكردم * كه مرا از كرم تو سبب حرمان چيست اين همه جور تو با فاضل و دانا ز چه روست * وين‌همه لطف تو با بىهنر و نادان چيست فلكم گفت كه اى خسرو اقليم هنر * با منت بيهده اين مشغله و افغان چيست شكر كن شكر كه در معرض فضلى كه تو راست * گنج قارون چه بود مملكت خاقان چيست
تاريخ تولد و مرگش مشخص نيست ولى از آثار خطوط موجود وى برمىآيد كه بين سالهاى 816 و 856 در حال حيات بوده است . ( حبيب السير ، ج 4 ، ص 19 - دانشمندان آذربايجان ، ص 95 - الذريعة ، ج 9 ، ص 194 - نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز سال 10 ، ص 121 - 132 - احوال و آثار خوشنويسان ، ج 1 ص 114 - 123 )

جعفر تبريزى

حاجى جعفر خان برادر اسماعيل خان تبريزى ظاهرا از شاعران سدهء 11 هجرى قمرى بوده و اين ابيات در بياض صايب به نام او ثبت شده است :
حبّذا تو سن شوخ تو كه از تندى خوى * هست چون فكرت عاشق ، برى از حال و محل خوش خراميست كه هنگام تكاپو چو رود * از حضيض كرهء خاك سوى اوج زحل وقت رفتن شررى گر بجهد از كفلش * آن شرر درگه رجعت شودش داغ كفل
( دانشمندان آذربايجان ، ص 95 - الذريعة ، ج 9 ، ص 194 - 195 )

جعفرى تبريزى

مير محمد جعفر متخلص به جعفرى از شاعران اواخر سدهء دهم ه . ق . تبريز است با موزه‌دوزى امرار معاش مىكرد ، مردى نكته‌سنج و خوش‌طبع بود . در خلاصة الاشعار مسطور است كه اشعار فرح‌انگيز و ابيات دل‌آويز شاعران و استادان سخن را مىخواند و در