جعفرى تبريزى
در علم استخراج و رمل بخشى داشته است و گاهى شعرى نيز مىگفته از او است :
رسوا اگر شدم به همين خوشدلم كه تو * هرجا كه مىروى خبرت مىرسد به من
( هفت اقليم ج 3 ، ص 251 )
جلال تبريزى
خواجه جلال الدّين محمد كججى در خوشطبعى بىنظير و در املا و انشا دلپذير بود و بعد از مرگ ميرزا شاه حسين اصفهانى ( 929 ) منصب وزارت شاه اسماعيل به دو قرار گرفت بعد از فوت آن حضرت چند روزى هم در وزارت شاهطهماسب دخل كرد اما به اغواى ديو سلطان روملو كه لله و وكيل شاهطهماسب بود گرفتار شد و او را در بوريا پيچيده سوختند و اين واقعه به سال 930 ق . اتفاق افتاد چنان مشهور است كه در آن دم اين بيت حيرانى قمى را به وصف حال مىخواند .
گرفتم خانه در كوى بلا ، بر من گرفت آتش * كسى كاو خانه در كوى بلا گيرد چنين گردد
و اين مطلع از اشعار خواجه جلال الدّين است :
الهى چابكى را صيد گردان در كمند من * كه اطمينان پذيرد خاطر مشكلپسند من
( تحفهء سامى ، ص 90 - تذكرهء شاهطهماسب ، ص 9 - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 159 - دانشمندان آذربايجان ، ص 97 - 98 - الذريعة ، ج 9 ، ص 199 )
جمالى تبريزى
شيخ محمد از سخنوران سدهء نهم هجرى و از معاصران مولانا جامى است در شيراز منصب شيخ الاسلامى داشت و مردم به پاكدامنى او معتقد بودند و زر و مال بسيار فداى او مىكردند و رضاى او را به رضاى خود مقدم مىداشتند . او نيز هرچه داشت صرف