تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
اسامى شاعران بدين قرار است : 1 - كمال الدّين جعفر تبريزى مشهور به خطاط 2 - مولانا زاهدى 3 - مولانا جلال كرمانى 4 - امير جلال الدّين يوسف مشهور به اميرى 5 - مولانا لطفى 6 - مولانا ولى 7 - مولانا آصفى 8 - مولانا واحدى 9 - منشى 10 - مولانا زين الدّين 11 - محمد جرده . شاعران در اشعار خود از كج‌رفتاريهاى روزگار با تحسر سخن گفته و به اجتماع شعرا و خطاطين در دربار بايسنقر ميرزا و استنساخ كتب و . . . اشاره نموده‌اند . رثاييهء كمال الدّين جعفر به علت اشتمال مضامين خوب و اصطلاحات و تعبيرات خطاطان و مذهبان عينا نقل مىشود :
عرصهء آفاق را اى چرخ ويران كرده‌اى * كعبهء اقبال را با خاك يكسان كرده‌اى ماه اوج سلطنت را در حضيض افكنده‌اى * مهر را از آتش اين غم فروزان كرده‌اى ساختى مصر خراسان را سيه چون ملك هند * خلق را نيلى به سر ، بر تن سيه ز آن كرده‌اى نقد جان شاه عالم در شب اى دزد اجل * برده‌اى ، از ترس جان در خاك پنهان كرده‌اى گرد زلف مشك‌بارش گرد غم افشانده‌اى * من چه گويم آنچه با جمعى پريشان كرده‌اى گر سيه‌چشمان بگريند از غمش نبود عجب * ز آنكه بادام سيه در خاك ريزان كرده‌اى آن محمّد خلق را تا بردى از صدر جلال * چون اويسم در قرن مهجور و حيران كرده‌اى بايسنقر خسرو ايران و توران درگذشت * سيل اشك ما ز سر بگذشت بشنو سرگذشت شهريارا تا برفتى از سر اهل هنر * شد كتاب صبر ما ابترورق زير و زبر