مىگويد از اوست :
تا گشت مرا دل ز غم يار پريشان * جمعيت خاطر شده بسيار پريشان
جانا نشوى همدم اغيار كه آخر * گل مىشود از همدمى خار پريشان
( تحفهء سامى ، ص 369 - دانشمندان آذربايجان ، ص 76 - 77 )
تاثير تبريزى
ميرزا محسن متخلص به تاثير از سخنوران معروف سدهء 11 ه . ق . و از نوادگان ابو الخان زرگر تبريزى است و از جانب مادر سلسلهء نسبش به محمد حسين چلبى تبريزى منتهى مىشود .
ابا و اجداد وى در زمان شاهعباس كبير از تبريز به اصفهان رفتند و تاثير به سال 1060 در اصفهان تولد يافت . از سلاطين صفوى زمان شاه سليمان و شاه سلطان حسين را درك كرد و قصايد و قطعات زيادى در حق آنها و ساير رجال اين دوره سرود . از تذكرهنويسان معاصرش نصرآبادى روزگار جوانى او را چنين توصيف مىكند :
ميرزا محسن جوانى است در كمال دلچسبى و خوشقماشى ، ظاهر و باطن غبار جواهر قدسيه است كه از والاى آسمان بر سر اهل زمين بيختهاند يا پيكرى است كه به قالب آرزوى من ريختهاند . تحرير جلدى از دفاتر ارباب التحاويل با ايشان است ، تحويلداران را به همهء جهت طالع مدد نموده چرا كه آن جناب در كمال مروت و سلامت نفساند و ترتيب نظم طبعش شوخى دارد چنانكه در اولين فكر معانى به ظهور مىرساند .
و شيخ محمد على حزين كه آفتاب « تاثير » را بر لب بام مشاهده كرده در تذكرة المعاصرين مىنويسد كه وى صاحب آداب حميده و اخلاق پسنديده بود نواب وحيد الزمان « 1 » در مقام تربيتش برآمد و دفتر آوارچهء عراق را به دو مفوض داشت و بعد از آن به وزارت دار العباد يزد دررسيد . از علم سياق و انتظام مهام ديوانى و حسن معاشرت با انام بىقرينه و با اين خاكسار صديق ديرينه بود و در اواخر مدتى دست از مهمات دنيا بازداشته با عزت و احترام در اصفهان معتكف منزل خويش بود تا به جوار ملك علام رحلت نمود ، از
هامش
( 1 ) - ميرزا محمد طاهر قزوينى متخلص به « وحيد » از وزراى شاه سليمان صفوى بود .