تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
اين نادره مثنوى كه طاق است * موسوم به حسن اتفاق است
بعضى از غزليات و قطعاتش متضمن وقايع و تواريخى است كه در دورهء حيات او واقع شده از آن جمله غزلى است به زبان تركى مذيل به تاريخ ورود سلطان اكبر پسر اورنگ زيب كه در سال 1078 از پدر خود رنجيده به سلطان سليمان پناه آورد و در سال 1085 در مشهد فوت كرد و در آنجا دفن شد . و قصيده‌يى است در مدح شاه سليمان و ورود عبد العزيز خان اوزبك به دربار شاه ( سليمان صفوى ) 1094 . « 1 » و قطعهء مفصلى است در فوت علامهء عصر ، آقا حسين خوانسارى ( 1098 ) . و قطعه‌يى است در فوت ميرزا علاء الدّين محمد گلستانه ( 1100 ) . و قطعه‌يى است در وفات شيخ على خان زنگنه وزير ( 1101 ) . و قطعه‌يى است در فوت شاه سليمان ( 1105 ) . و قطعه‌يى است در وزارت محمد مؤمن خان بيگدلى ( 1110 ) . و قطعه‌يى است در وفات آقا محمد باقر مجلسى ( 1111 ) . و قطعه‌يى است در فوت محمد بن حسن مشهور به آقا رضى متخلص به مسرور قزوينى ( 1113 ) . « 2 » و قطعه‌يى است در شورش يزد ( 1116 ) . و قطعه‌يى است در حريق آينه‌خانهء چهل ستون ( 1118 ) . و اين قطعه در وفات مير نجات ، ناظم منظومهء گلگشتى و مدير كتابخانهء سلطان حسين هم از اوست :
نمكِ خوان شعر « مير نجات » * كه نكوييش جمله را حاليست از جهان رفت و بهر تاريخش * همه گفتند ( جاى او خاليست )
( 1122 ) و قطعه‌يى هم در كشته شدن خسرو خان سپهسالار قندهار گفته است ( 1124 ) . نسخ خطى ديوان وى به نشانه‌هاى زير در كتابخانه‌ها هست : كتابخانهء سلطان القرايى ( كليات اوست پيرامون بيست هزار بيت ) .
هامش
( 1 ) - ( اين تاريخ را تربيت به اشتباه 1907 قيد كرده است ) . ( 2 ) - ( اين تاريخ در دانشمندان آذربايجان 1114 و در مواد التواريخ 1112 قيد شده است ) .
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 267 | عزيز دولت آبادى