بتى ، گر تير ز ابروى كمان زد * تو را بر جامه و ما را به جان زد
تو را يك سوز و ما را سوختنهاست * تو را يك نكته و ما را سخنهاست
تو بوسى آستين ، ما آستان را * تو بينى ملك تن ، ما ملك جان را
تو را فرسود گر روز سياهى * مرا سوزاند عالمسوز آهى
( ديوان پروين اعتصامى ) - سخنوران ايران در عصر حاضر ، ص 38 - 50 - ادبيات معاصر ( ياسمى ) ، ص 34 - 35 - سخنوران نامى معاصر ، ص 38 - 44 - تذكرهء شعراى معاصر ايران ، ص 65 - 82 - لغتنامهء دهخدا « پروين » ( 291 - 293 - فرهنگ سخنوران )
پسيان تبريزى
كلنل محمد تقى خان پسيان فرزند ياور محمد باقر خان به سال 1309 قمرى در تبريز تولد يافت و سال 1340 قمرى مطابق 1300 شمسى در جعفرآباد قوچان كشته شد . از طرف چند تن از دوستان او كتابى به عنوان شرح حال كلنل تدوين و به سال 1306 شمسى در برلن به وسيلهء مجلهء ايران شهر انتشار يافت . اجداد وى ظاهرا پس از جنگ 1243 ق . از قراباغ كوچ كرده و به ايران آمدهاند و خود مىنويسد : من به سال 1309 هجرى قمرى در تبريز متولد شدم و از سال 1317 تا 1323 ق . ابتدا در منزل و مكتب و سپس چند ماهى در لقمانيه اولين مدرسهء تبريز به فراگرفتن فارسى و عربى و منطق و زبان خارجه پرداختم و سال 1324 ق .
براى تكميل تحصيلات به طهران رفتم و سال 1329 به خدمت آرتش درآمدم و . . .
ميرزا حبيب اللّه خان پور رضا مىنويسد :
« كلنل محمد تقى خان در فن انشا و تحرير نويسندهء قابل بود نه فقط در فن نثر مهارت داشت بلكه از فن شعر و موسيقى نيز بىبهره نبود و چندين سرود نظامى از خود به يادگار گذارده است » .
وى به ادبيات فارسى علاقهء وافرى داشت در نامهيى مىنويسد : « فارسى زبان شعر و ادب است و با آن هر دل سخت را مىتوان نرم كرد » .
اين علاقه گاهى او را به سرودن شعر وامىداشت . هرچند كه در اين ميدان كميتش لنگ است و اشعارش چنگى به دل نمىزند معذلك ابياتى از او براى نمونه نقل مىشود :
اى رحمت حق سايهء يزدان نظرى كن * اى پادشاه عالم امكان نظرى كن