زمين ازبسكه چون دريا خروشيد * منار از خاك چون فواره جوشيد
چنان بگرفت طوفان زمين اوج * كه رفتى هر طرف ديوار چون موج
تزلزل آنچنان شد خانهافكن * كه جان بيرون دويد از خانهء تن
شكست ازبسكه ره در خانهها كرد * نرفتى كعبتين در خانهء نرد . . .
پىِ تاريخ آن ناخوش علامت * كه افزون شد از آشوب قيامت
زبان طوطى كلكم قلم كرد * غمى بر دامن گيتى رقم كرد
غمى به حساب ابجد - ( 1050 ) و اگر آن با دامن گيتى يعنى ( ى - 10 ) جمع شود 1060 تاريخ زلزله خواهد شد .
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 393 - 394 ، 481 )
بندهء تبريزى
ميرزا محمد رضى فرزند ميرزا محمد شفيع ، متخلص به « بنده » از مستوفيان عهد فتح على شاه قاجار بود صاحب تذكرهء اختر ( مؤلفهء 1225 - 1233 ق ) دربارهء وى مىنويسد :
مستوفى و صاحب رقم بود و به منادمت در بزم خاص سلطانى بارياب و محرم ، دبيرى فاضل و هنرمندى كامل ، در خط شكسته و نستعليق هر دو ماهر بود و در انشاى نظم و نثر قادر ، به اشارهء فتح على شاه كتابى به نام « زينت التواريخ » مشتمل بر اخبار و آثار انبيا و سلاطين و حكما و عرفا و شعرا و فضلا به رشتهء تحرير درآورده است .
خلاصه شخصى سخىّ الطبع خوشاخلاق و نازكمزاج و زودرنج بود . بالاخره ازبس دقيقهيابى و دقت در امور به مرض دق گرفتار تا در شهور سنهء يك هزار و دويست و بيست و سه هجرى قمرى در تهران درگذشت . و در نجف به خاك سپرده شد .
نادر ميرزا تاريخ حيات اين خانواده را از قول يكى از نوادگان « بندهء تبريزى » به تفصيل نقل كرده و دربارهء مقام و منزلت و ترجمهء حال وى اجمالا چنين آورده است :
« بعد از وفات مرحوم پدرش مايل و راحل سلك نوكرى سلاطين شد . در دولت كريم خان زند ، به منصب استيفاى خاصّه مخصوص گرديد و به اقتضاى فضل و هنر و علوّ نسب و گهر ، مناصب و رتبت عاليه يافت . پس از وفات آن پادشاه در درگاه شاهنشاه سعيد به منصب