كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران هست ( فهرست دانشگاه ، ج 12 ، ص 2617 ) .
و نسخهيى هم در كتابخانهء ملى تبريز بهشمارهء 2773 مورخ صفر 1281 وجود دارد .
و آغاز و انجامش چنين است :
اى نام همايونت طغراچهء فرمانها * خورشيد صفت طالع در مطلع ديوانها
اى ريخته بىقيمت در باديهء شوقت * سرهاى طلبكاران چون ريگ بيابانها
انوار آفتاب جمال لايزالى از آن اسنى است كه خفاشطينتان ظلمتكدهء حدوث در ساحت ثناى او بالافشانى توانند .
انجام : در اين گفتگو خبر آمد كه اجل بلند محل با خيل بىحساب رسيد . . . روح با دلى مجروح و سينهء فگار و خاطرى آشفته و چشمى اشكبار بقيهء اهالى قلعه را وداع نمود ، به ترك آن دلنشين حصار فرموده در ظلام ليل بر مركب بادپيماى تجرد سوار گشته فريدا وحيدا راه ديار روحانيان پيش گرفت . . . » ( فهرست كتابخانهء ملى تبريز ، ج 1 ، ص 429 - 430 ) .
3 - حوادثنامه :
وقايع جنگ فرانسه و اطريش و روس ( 1220 ق . ) را كه از زبان خارجه به تركى ترجمه و چاپ شده بود براى مطالعهء فتح على شاه به فارسى برگردانيد . نسخهيى از آن در كتابخانهء ملى تهران هست .
4 - خطبهء بىنقطه و خطبهء بىالف حضرت على ( ع ) را با كمال مهارت به فارسى ترجمه كرده است .
5 - از مكاتيب معروف او نامهء مفصلى است كه از قول فتح على شاه به ناپلئون نوشته و تمامى اين نامه در زنبيل فرهاد ميرزا چاپ شده است .
از جملهء قصايدى است كه در مدح فتح على شاه گفته است :
دوش كز گيسوى شب بر خور نقاب آمد پديد * بر رخ كافور سوده مشك ناب آمد پديد
چهرهء نسرين به زير طرّهء سنبل نهفت * شد تذرو از ساحت گلشن ، غراب آمد پديد
در شفق از ماه نو بر گوشهء بزم سپهر * ساغر سيمين پر از لعلى شراب آمد پديد