استيفاى خاصّه نايل آمد و رسائل و نامجات و فرامين عمده اعمّ از عربى و تركى و جغتايى به عهدهء ايشان محول بود . تا نوبت سلطنت و تاجدارى به خاقان مغفور ( فتح على شاه قاجار ) رسيد . در درگاه آن پادشاه هنرپرور اعزاز و اعتبارى تمام يافت و به علاوه استيفاى خاصّه ، صاحب ديوان رسائل شده در عداد و شمار وزراى كبار دربار شاهنشاهى محسوب و معدود گرديدند . معروف و مشهور است كه از جانب سنىّ الجوانب اقدس ، خنجرى مرصّع مرحمت شده بود كه در سلام حضور همايون ، از يك طرف لولهء كاغذ و از طرف ديگر خنجر به كمر مىزدهاند . از ثقات معاصرين آن مرحوم نقل كردهاند كه همان اوقات كه اين خنجر مرحمت شده بود در سلام وقت عصر خاقان مغفور ، كه خواص چاكران با ملزومات معمولهء آن عهد براى شرفيابى آماده شده بودند يكى از آنها كه رشك و حسدى در دل داشته است بر اين حالت اجتماع كاغذ و خنجر در يك كمر به تمسخر نگاهى كرده بود ؛ مرحوم ميرزا ملتفت شده به حاضرين فرموده بودند من تعجب دارم از اينكه اشخاصى را سى سال ديدم كه بىسواد و استحقاق و استعداد ، لولهء كاغذ به كمر زده هيچ به آنها نخنديدم و حالا كه من به امتثال امر و استحقاق خود خنجرى مرحمتى به كمر زدهام بر من مىخندند .
رسائل و قطعات خطوط آن مرحوم كه در ميان مردم است هركدام فهرست فضائل و مآثر و نمودار محامد و مفاخر ايشان است .
در شصت و پنجسالگى در دار الخلافه وفات يافته . در نجف اشرف مدفون هستند » .
اكنون نام خانوادگى اولاد و احفاد وى محتشمى است و در افراد آنها اسم رضا و رضى همچنان دور مىزند .
وى خط نستعليق را از مير عماد و ميرزا صالح تتبع كرده و پايهء خطش كمتر از ايشان نبوده است .
مرحوم دكتر بيانى در « احوال و آثار خوشنويسان » ، ج 1 ، ص 217 مىنويسد :
يك نسخه ديوان فتح على شاه در كتابخانهء سلطنتى است ، به قلم نستعليق كتابت خوش ، كه در پشت صفحهء اول ، اين عبارت به خط شيواى ميرزا ابو الفضل ساوجى در ذىقعدهء 1295 نوشته شده است « اين كتاب از خطوط و تحريرات ممتاز مرحوم استاد الادباء و الخطاطين ، منشى الممالك ميرزا رضى تبريزى است . . . » .
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: عزيز دولت آبادى
ص٢٤٥