« اينكه گويند در جوانى و به قول سپهر به سال 1035 درگذشته است روا نيست و من قطعهيى به خط وى دارم كه يك رباعى است و شايد از خود او باشد كه در مدح شاه صفى سروده و كتابت كرده است به اين مضمون :
بر تاجوران ، شاه صفى سربادا * بر فرق زمانه سايهگستر بادا
آوازهء بندگى و شاهى تا هست * ما بنده و شاه بندهپرور بادا
كه به اين قرار لااقل تا سال 1038 تاريخ جلوس شاه صفى ( 1038 - 1052 ) در قيد حيات بوده است .
( احوال و آثار خوشنويسان ، ج 1 ، ص 98 )
مؤلف پيدايش خط و خطاطان و مرحوم تربيت مدفن او را گورستان تخت پولاد اصفهان تعيين كردهاند . و ميرزا سنگلاخ به او لقب « نيكنگار » داده است . از جملهء آثار خطى او قطعه شعرى است كه در تاريخ 1035 سروده و اين در كتابخانهء سلطنتى ( سابق ) نگهدارى مىشود .
چون به عون إله كرد جلوس * پادشاه زمانه عبد الله « 1 »
شد به تخت شهى ، به جاى پدر * خلق عالم شدند از اين آگاه
سال تاريخ را « بديعا » گفت * ( شاه گردون وقار عبد اللّه )
كردگارا به حق شاه نجف * سال نو باشدش چو جبههء ماه
آفتاب زمانه ، ظلالله * برد دولت كنون به مقصد راه
* * *
بدين خرمى جهان بدين تازگى بهار * بدين روشنى شراب بدين نيكويى نگار
يكى چون بهشت عدن يكى چون هوا لطيف * يكى چون گلاب تلخ يكى چون بت بهار
زمين از سرشك ابر هوا از نسيم گل * درخت از جمال برگ سرِ كُه زلاله زار
هامش
( 1 ) - اين شاه عبد الله كه در آغاز 1035 به جاى پدر به تخت سلطنت نشسته شناخته نشد .