بختى تبريزى
صاحب عرفات العاشقين به سال 1015 ق . در شيراز به صحبت او رسيده و نوشته است كه : « در كسب فضائل صورى مجد بود و جزو كشى مدارس مىنمود به حكميات گاهگاهى مىپرداخت در شعر زبان وقوع را تتبع مىفرمود » از اوست :
آزار خاطرم به نهايت رسيده است * بىالتفاتى تو به غايت رسيده است .
اميد جور از تو ندارم ، چه جاى لطف * نوميديم ببين به چه غايت رسيده است « 1 »
مؤلف « مكتب وقوع » دو بيت زير را هم جزو منتخبات اشعار وقوعى ، از او نقل كرده است :
در اين ايام حرفى از وفا نشنيدهام از تو * جفا بسيار با من كردهاى ، رنجيدهام از تو
در اثبات وفا ازبسكه كردى امتحان من * ندارى اعتقاد آنكه برگرديدهام از تو
( صبح گلشن ، ص 56 - دانشمندان آذربايجان ، ص 64 - مكتب وقوع ، ص 644 - فرهنگ سخنوران )
بدر تبريزى
امير محمد بدر الدّين تبريزى از شاگردان خواجه مير على و از خوشنويسان معروف دورهء امير تيمور كوركان بوده و به دستور روى پيرامون يكصد فرمان و چندينصد نامه به پادشاهان وقت نوشته است .
در طريقت مريد شيخ كمال خجندى بود ، به سال 800 ه . ق در تبريز وفات يافت . مؤلف « پيدايش خط و خطاطان » مىنويسد : او را طبعى نقاد بود و اشعار نيكو مىسرود . در وصف جنگ امير تيمور گفته است :
آن زمان كز گرد ميدان چشم گردون گشت كور * و آن زمان كز بانگ اسبان گوش گيتى گشت كر
هامش
( 1 ) - اين دو بيت در صحف ابراهيم به نام بحثى قزوينى آمده است .