شعر ايرج در روانى و سادگى و زبان زلال و گرم و پوياى او جلوهگرست . « زهره و منوچهر » بر روى هم 528 بيت است و طولانىتر از آن كه در يكفصل از كتاب حاضر مورد بحث قرار گيرد . خوانندگان علاقهمند مىتوانند اين اثر برجسته را در ديوان ايرج بخوانند . در اينجا قطعهء « قلب مادر » ايرج را - كه آن نيز از آثار معروف اوست - نقل مىكنم :
قلب مادر
داد معشوقه به عاشق پيغام * كه كند مادر تو با من جنگ
هركجا بيندم از دور كند * چهره پرچين و جبين پرآژنگ
با نگاه غضبآلود زند * بر دل نازك من تير خدنگ
از درِ خانه مرا طرد كند * همچو سنگ از دهن قلماسنگ
مادر سنگدلت تا زندهست * شهد در كام من و تست شرنگ
نشوم يكدل و يكرنگ تو را * تا نسازى دل او از خون رنگ
گر تو خواهى به وصالم برسى * بايد اين ساعت بىخوف و درنگ
روى و سينه تنگش بدرى * دل برون آرى از اين سينه تنگ
گرم و خونين به منش باز آرى * تا برد ز آينهء قلبم زنگ
عاشق بىخرد ناهنجار * نه ، بل آن فاسق بىعصمت و ننگ
حرمت مادرى از ياد ببرد * خيره از باده و ديوانه ز بنگ
رفت و مادر را افكنده به خاك * سينه بدريد و دل آورد بچنگ
قصد سرمنزل معشوق نمود * دل مادر به كفش چون نارنگ
از قضا خورد دم در به زمين * و اندكى رنجه شد او را آرنگ
و آن دل گرم كه جان داشت هنوز * اوفتاد از كف آن بىفرهنگ
از زمين باز چو برخاست ، نمود * پى برداشتن آن آهنگ
ديد كز آن دل آغشته به خون * آيد آهسته برون اين آهنگ
هامش
- در باب مقايسهء منظومه « زهره و منوچهر » و اصل انگليسى آن ؛ ر ك : يحيى آرينپور از صبا تا نيما ، تهران ، 1350 ، 2 / 401 - 408 ؛ دكتر محمّد جعفر محجوب 250 - 260 . شادروان دكتر لطفعلى صورتگر مىگفت وى ونوس و ادونيس شكسپير را به فارسى ترجمه - كرده و در نشريه سپيدهدم ، چاپ شيراز ، منتشر كرده بود . ايرج داستان را از روى اين ترجمه بنظم درآورده و چون ترجمه منظور ناتمام بوده پايان « زهره و منوچهر » را شاعر به صورت حاضر درآورده است .