تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
كلمه‌اى ديگر نمىتوان يافت كه بهتر از « پدرسوخته‌ها » بدمنشىِ گروه « چشم بر منصب هم دوخته‌ها » را نشان دهد ، از اين‌گونه است : « پرت كردن ، سربه‌هوا ، نوك پا ، چندش ، سوسه ، له شدن ، ول كردن ، ول دادن ، گاز گرفتن ، جر زدن ، قلقلك دادن ، سر خوردن ، نشگان گرفتن ، تلنگر زدن » و بسيارى نظائر اين‌ها كه ايرج در اشعار خود از جمله در مثنوى زيباى عاشقانهء « زهره و منوچهر » با كمال هنرمندى به كار برده است :
صبح نتابيده هنوز آفتاب * وانشده ديدهء نرگس ز خواب تازه‌گل آتشى مشك‌بوى * شسته ز شبنم به چمن ، دست و روى منتظر حولهء باد سحر * تا كه كند خشك بدان روىِ تر گير تو افتاده‌ام اى تازه‌كار * بهتر از اين گير نيايد شكار غصّه مخور گر تن من خيس شد * رخت اتو كرده من كيس شد
ايرج اين‌گونه موادّ زبان عامّه را با برخى اصطلاحات و تعبيرات عصرى ، از جمله مصطلحات ادارى و امثال آن ، و نيز با بعضى كلمات رايج در بيان درس‌خواندگان زمان بهم آميخته از مجموع آنها زبانى پديد آورده بود همه‌كس‌فهم و روان و پرتوان . گاه نيز شايد ايرج در كاربرد موادّ زبان عامه زياده‌روى كرده باشد . در هر حال حق با « نادرپور » است كه ايرج را « نخستين شاعر بزرگ بدعت‌گذار » و « نخستين علمدار تجدّد شعر فارسى » شمرده كه سخن او « از لحاظ بيان ، سرآغاز راهى است كه به كلام زندهء كنونى انجاميده است » . ايرج منتقدى اجتماعى است كه آنچه را در زمينه‌هاى گوناگون نمىپسنديده با طنز گزندهء خود بباد انتقاد گرفته است ، هرچند در طرح مسائل اجتماعى ديدى ژرف از خود نشان نمىدهد . بعلاوه دل‌آزردگى او از محيط و پست و بلنديهايى كه در زندگانى ديده و انفجار بغضى كه در گلو داشته گاه در قالب مضامين ناخوش‌آيند و كلمات و تعبيرات هزل‌آميز و زننده و ركيك و بشعر درآوردن برخى موضوعات زشت موجب آمده كه بسيارى از شعرهاى او را نمىتوان ترويج كرد و جز در خلوت نمىتوان خواند و آشكارا درباره‌اش سخن نمىتوان راند . علىرغم همهء اين‌ها شهرت و رواج شعر او شگفت‌انگيز است . منظومهء « زهره و منوچهر » از پرآوازه‌ترين آثار ايرج است كه ترجمه‌اى است آزاد با روح ايرانى از ونوس و ادونيس « 1 » شكسپير ، شاعر انگليسى « 2 » . در اين منظومه اوج زيبايى اسلوب
هامش
( 1 ) -Venus and Adonis