تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
ور ربود از من زمانه سلك درّ شاهوار * ز آنچه غم دارم كه طبع گوهرافشان با من است ور ز شاخ گلبن فضلم گلى بر باد داد * گلشن پرلاله و نسرين و ريحان با من است ور تهى شد يك صدف از لؤلوئى لالاى من * پر ز گوهر خاطر چون بحر عمان با من است قطره‌يى چند از رشاش كلكم ار گم شد چه شد * سهل باشد چشمه‌سار آب حيوان با من است آب شعر عذب من چون خاك اگر بر باد رفت * خاطر فياض همچون ابر نيسان با من است
* * *
در چاه محنتيم ز افراسياب غم * مىرُستم است و قصهء ما بيژن و چه است بيرون كنيم خرقهء سالوس كاين لباس * بر قامت بلندنظر سخت كوته است منديش از ملامت و مگريز از عقاب * مى خور كه با عقوبت او عفو همره است
از رباعيات اوست :
بر عارض آن مه كه توان من از اوست * خاليست كه بدحالى مرد و زن از اوست گويى كه مگر سياهى چشم من است * ز آن روى كه روشنىّ چشم من از اوست
* * *
اندر عجبم ز خامهء قيراندود * كاحوال دلم به دشمن و دوست نمود گفتم ببرم زبان او گنگ شود * ببريدم از آن فصيح‌تر گشت كه بود
( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 224 - 226 - دانشمندان آذربايجان ، ص 57 - الذريعة ، ج 9 ، ص 114 )

ايرج ميرزاى تبريزى

ايرج ميرزا جلال الممالك فرزند غلامحسين ميرزا در رمضان 1291 هجرى قمرى ( و بقولى در 1290 ) در تبريز تولد يافت و تحصيلات خود را در زادگاهش به انجام رسانيد ، به
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 227 | عزيز دولت آبادى