عينك در انتظار تو با ديده يار شد * چشم سفيد گشته به راهت چهار شد
* * *
همچو غنچه تا به كى دربند خود باشد كسى * خيمه زن چون لاله بيرون از سواد خويشتن
* * *
زاهد دلمرده را هر گام گور كندهيىست * مىكند از سايهاش ازبس زمين پهلو تهى
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 175 ، 532 - 533 - كلمات الشعراء ، ص 10 - تذكرة المعاصرين حزين ، ص 38 - 39 - صبح گلشن ، ص 53 - دانشمندان آذربايجان ، ص 62 - 63 )
باقى تبريزى
ملا عبد الباقى ملقب به دانشمند و متخلص به « باقى » از سخنوران و دانشمندان و خوشنويسان معروف و صوفىمشرب اواخر سدهء دهم و اوايل سدهء يازدهم هجرى قمرى است .
در خدمت علاء بيگ تبريزى كه از فحول خطاطان بود تلمذ كرد و خود در نوشتن انواع خطوط مخصوصا ثلث و نسخ استادى گرانمايه گشت . برحسب دعوت سپهسالار عبد الرحيم خان خانان به هندوستان رفت و مدتى در آنجا زيست ، سفرى هم به بغداد كرد و با دده مصطفى در خانقاه مولويها طرح دوستى افكند .
شاهعباس اول به وسيلهء محمد حسين چلبى او را براى نوشتن كتابههاى مسجد جامع عباسى طلبيد . مولانا در به دو امر امتناع ورزيد ولى پس از فتح قندهار او را به اصفهان آوردند و نوشتن كتابهء گنبد بزرگ و صفهء روبهقبله و طاق در مسجد را به وى محول كردند .
نصرآبادى مىنويسد كه فقير هم مشق از او گرفتهام ولى دستم آنقدر ناقابل است كه بركت تعليم او خط مرا صورت نداد .
در « امتحان الفضلا » مسطور است كه مولانا در فنون فضائل و انواع علوم و مسايل مانند حكمت و رياضى و علوم ادبيه و عربيه و در همه كمالات و مقالات از اقران مسلم روزگار خود و در عالم شعرگويى طبعش مانند آب روان بوده خط ثلث اين افلاطونفطرت ، خط