انيس تبريزى
حيدر بيگ پسر استاد شيخى توپچى تبريزى و از شاعران سدهء 10 ه . ق است . چون در توپچىگرى مهارت فوقالعاده داشت ، بدين سبب نزد شاهطهماسب تقرب يافت . وى از جملهء خواص القاص ميرزا و از دوستان قاضى محمد بن قاضى مسافر كرد بود اين قاضى چندين سال از طرف شاهطهماسب به حفظ و حراست آذربايجان و تبريز مأمور بود ولى در تاريخ 964 كه شاهطهماسب به تبريز آمد در اثر شكايت مردم او و حيدر بيگ گرفتار و در قلعهء الموت زندانى شدند و به سال 965 همانجا وفات يافتند .
مولانا صيرفى گفته :
سر فرعونيان قاضى محمد * كه مصر ظلم را او بود بانى
اگر ماندى دو سال ديگر آن شوم * شدى تاريخ او ( فرعون ثانى )
( 967 )
حيدر بيگ به جهت شيرينكلامى و مجلسآرايى به « انيس » متخلص و ملقب شده بود . از اوست :
يا رب چه سود كرد ندانم در اين جهان * آنكس كه سر به پاى سهى قامتى نسود
( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 235 - 236 - روز روشن ، ص 81 - دانشمندان آذربايجان ، ص 54 - 55 )
ايرج تبريزى
مولانا ايرج در سدهء دهم هجرى قمرى مىزيست و از سخنوران عهد شاهطهماسب صفوى و از جملهء مشاهير عصر خود بود . امين احمد رازى در تذكرهء خود او را مردى تيزفهم و صاحب كمال معرفى كرده است .
نمونهيى از اشعار اوست كه در فوت ديوان اشعارش گفته است :
گر به دستان بستد از دستم فلك ديوان من * آن كسش مىساخت ديوان ، شكر يزدان با من است