تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
در آن مجلس كه شمع قامت جانانه برخيزد * هزاران عاشق مستانه چون پروانه برخيزد اگر هشيار بنشيند به او در مجلس باده * نخورده باده سرخوش گردد و مستانه برخيزد بعزم خود نمائى خويشتن را گر بيارايد * رسوم بت‌پرستى يكسر از بتخانه برخيزد بهم چون برزند زنجير زلف عنبرافشان را * ز هريك حلقهء او صددل ديوانه برخيزد
اين چند بيت هم نمونه‌اى از مثنوى اوست :
حبّذا از عشق و از ياران عشق * مرحبا بر درد بىپايان عشق جان و جانان ترا از هم جدا * ما نمىدانيم از صدق و صفا آتش عشق است اندر جان ما * غافلست اين عقل سرگردان ما
از رباعيات اوست :
اين صورت بىجان كه سراپا جانست * صورتگر چين به صورتش حيرانست شايسته و زيبندهء تاج و اورنگ * پور شه دادگر هلاكو خانست
* * *
اى ساقى سيم‌ساق فرزانهء من * وى شمع رخت فروغ كاشانهء من پيمانه‌ام ار تهى شود مىميرم * مگذار تهى ز باده پيمانهء من
( ديوان اشعرى ( خطى محمد نخجوانى ) - الذريعة ، ج 9 ، ص 79 - فهرست كتابخانهء مجلس - كتب خطى ج 3 ، ص 220 )

اشفاق تبريزى

در فهرست لطائف الخيال محمد نصير نصرت ( مؤلفهء 1140 ه . ق . ) از اين شاعر نام برده شده است . ( دانشمندان آذربايجان ، ص 42 )
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 215 | عزيز دولت آبادى