تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
به ياد تو ز بس چون غنچه سر در جيب پيچيدم * چو گل لبريز نكهت ساختم چاك گريبان را
* * *
سخت مىترسم به حسرت انتظارم بگذرد * رفته باشم از خود آن ساعت كه يارم بگذرد اى كه خاكم را به باد از جلوهء خود داده‌اى * آن‌قدر بنشين كه از پيشت غبارم بگذرد
* * *
به خوبان غمزهء خون‌خوار دادند * به ما هم ديدهء خون‌بار دادند نمىگرديد از جنت تسلى * به عاشق وعدهء ديدار دادند نهال آفرينش بىثمر بود * محبت را به دلها بار دادند
* * *
بر سر را هم « الهى » كيست پرسيدى ز غير * كشتهء تيغ تغافل ، زندهء نظاره‌اى
( تذكرة المعاصرين حزين ، ص 113 - صحف ابراهيم ( نسخه عكسى ) صبح گلشن ، ص 35 - دانشمندان آذربايجان ، ص 49 )

امنى تبريزى

ميرزا محمد امنى از سخنوران سدهء دهم هجرى قمرى است . صادقى افشار مىنويسد كه : شخصى بىآزار و ملايم و به تقطيع خيلى مايل بود به‌طورى كه تاج خود را روزى يك‌مرتبه مىپيچانيد و اشرافانه راه مىرفت ديوانى به اتمام رسانيده اين ابيات از اوست :
« امنى » حكايت شب غم عرضه كن به يار * كارت ز دست رفته چه وقت نهفتن است
* * *
عشق مستولى و من بىتاب و آن مه مهربان * مىدهد بيهوده ناصح هر زمان پندى دگر
* * *
بيمارى من چون سبب پرسش او بود * مىميرم از اين غم كه چرا بهترم امروز
مرحوم تربيت ترجمهء او را از مجمع الخواص نقل كرده و تخلصش را « امين » نوشته و تقطيع را كه در اينجا به معنى تكلّف در آراستن خود به جامه و پوشيدن لباسهاى مقطع است . تقطيع عروضى معنى كرده است .