تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
ساخت به مطلع :
دل ويران به دور خانهء ويرانه مىگردد * چو مرغ پرشكسته از پى كاشانه مىگردد
وى در نخستين دورهء مجلس شوراى ملى به وكالت برگزيده شد و سال 1287 شمسى مطابق بيست سوم جمادى الاولى 1326 ق . وقتى كه محمد على ميرزا مجلس را به توپ بست شهيد شد . ( داستان دوستان ، ص 46 - 48 )

اشعرى تبريزى

نسخه‌اى از ديوان او به خط خود شاعر در كتابخانهء مرحوم حاجى محمد نخجوانى به شماره 2666 و نسخهء ديگرى در ( 10500 ) بيت در كتابخانهء مجلس موجود است . وى فتحعلى شاه و نايب‌السلطنه و محمد شاه و ناصر الدين شاه و شاهزادگان و امرا و اعيان آن دوره را مدايح گفته . در هجو نيز مهارت داشته است . مدتى در اصفهان و تهران اقامت گزيده است برخى او را اصفهانى و بعضى به علت طول اقامت ، تبريزى مىدانند . تاريخ زندگيش چندان روشن نيست ولى از اين بيت :
غرض به فكر توان ديد روى خوبان را * بخواب امروز همچون هزار و سيصد و پنج
( ص 452 ديوان اشعرى ) چنين معلوم مىشود كه تا سنهء 1305 قمرى زنده بوده است . و برحسب قرائن در اين سال كمتر از هشتاد سال نداشته است . با ميرزا محمد على سروش دوستى و مراوده داشته و در قصايد و تغزلاتش نام وى مكرر ديده مىشود . در مدايح و مراثى اهل بيت رسول اكرم ( ص ) و مخصوصا شاه مردان حضرت على عليه السلام اشعار زيادى دارد . ديوان شامل قصايد و تغزلات و غزليات و رباعيات است و مثنوياتى هم به تقليد مولوى و فردوسى سروده است . در ستايش خويش ، به اصفهان چنين اشاره كرده است :
من آن كسم كه مرا كرد ايزد متعال * بگاه گفتن ، شيرين‌زبان و چرب‌مقال
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 212 | عزيز دولت آبادى