چو از سال شد هفتصد و سى و هشت * ستمديده اين نامه را درنوشت
بنابراين وى سال 730 به نظم شروع كرده و پس از هشت سال ( به سال 738 ) آن را به پايان رسانيده است .
نسخهيى از اين منظومه ضمن مجموعهيى بهشمارهء 2780
or
در موزهء بريتانيا هست و شهنشاهنامه از ورق 41 - 132 آنجا گرفته است . و مورخ است به تاريخ 800 ه . ق . به عنوان « چنگيزنامه منظومات احمدى » ( ذيل فهرست ريو ، ص 135 ) ولى بهطورى كه ذكر شد خود احمد منظومه را « شهنشاهنامه » نامگذارى كرده است نه « چنگيزنامه » . ادوارد براون دربارهء ارزش آن مىنويسد : « ظاهرا . . . نه از لحاظ تاريخى و نه از حيث شعر امتياز خاصى ندارد .
ليكن اگر به دقت آن را مطالعه و تجزيه نمايند تحقيقا اطلاعات مفيدى راجع به اين دوره از آن مىتوان استخراج نمود » . ( ص 127 از سعدى تا جامى ) . علاوه بر احمد تبريزى گروهى از سخنوران به پيروى از فردوسى طوسى به شاهنامهسازى پرداختهاند . دكتر صفا در كتاب « حماسههاى تاريخى » و دكتر منوچهر مرتضوى در نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ( ش 2 ، سال 14 ، ص 141 - 175 ) تحت عنوان : « مقلدين شاهنامه در دورهء مغول و تيمورى » دراينباره تحقيق و بحث كردهاند .
( دانشمندان آذربايجان ، ص 32 - 33 - از سعدى تا جامى ، ص 126 - 127 - حماسهسرايى در ايران ، ص 357 - 358 - نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، شماره 2 سال 14 )
احمد تبريزى
احمد بيگ برادر ميرزا محمد مجذوب از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى تبريز است از اوست :
در هيچ منزلى دلم آسودگى نديد * ما را تمام عرصهء عالم وطن شدهست
* * *
شاهد غنچه ز ياران چمن بود گذشت * بوى گل گرد سواران چمن بود گذشت
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 193 - دانشمندان آذربايجان ، ص 30 )