تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

احمد تبريزى

عمدة الدّين ابو المظفر احمد فرزند نجم الدّين عبد اللطيف قاضى وراوى فرزند احمد تبريزى وراوى فقيهى كاتب از خاندان قضات بود . ابن الفوطى در سال 659 او را در « وراوى » ديده و گويد : وى را نامه‌ها و اشعارى به فارسى است و مدتى در وراوى توليت قضا داشت . و بين او و نور الدّين محمد فرزند شهاب الخادم جورندى رصدى والى بيشكين و اهر و وراوى و سراب و كليبر و برگشاد ستيز و گفتگوهايى روى داده است او را اشعارى در مدح خواجه شمس الدّين صاحب ديوان است . ( روضات الجنان ، ج 1 ، ص 565 - تاريخ تبريز مشكور ، ص 759 )

احمد تبريزى

احمد فرزند محمد از مؤرخان سدهء هشتم هجرى قمرى است . بنا به نوشتهء كاتب چلبى وى كتابى به عنوان « تاريخ النوادر » تأليف كرده است . « شهنشاه‌نامه » يا « منظومهء احمدى » نيز از تأليفات اوست كه حوادث تاريخى را تا سال 738 به نظم درآورده و به نام سلطان ابو سعيد بهادرخان موشح ساخته است . منظومه چنين شروع مىشود :
به نام خداوند جان‌آفرين * نگارندهء آسمان و زمين
و در مقدمهء آن چنين مىگويد :
« شهنشاه‌نامه » نهم نام اين * به نام شهنشاه روى زمين خداوند گيتى و ديهيم و گاه * جهان جهان‌آفرين را پناه جوان‌بخت و فرمانروا « بو سعيد » * جهان‌آفرينش ز جان آفريد
نسل مغولان در اين شهنشاه‌نامه به يافث بن نوح منتهى مىشود بنابراين داستان از ترجمهء او شروع و به شرح احوال جانشينان هلاكو تا مرگ ابو سعيد بهادر خاتمه مىيابد . شاعر در پايان شهنشاه‌نامه دربارهء مدت تأليف و تاريخ اتمام آن چنين گفته است :
در اين گفت‌وگو شد مرا هشت سال * گر احمد بنالد كه گويد منال