بىمطالعه و مذاكره نيست و كارى مىكند و قليل الشعراست » .
نمونهيى از اشعار اوست :
اى همايون خطهء تبريز اى فخر البلاد * چند داد ايزد تو را اين وسعت و اين حوصله
تا مقر شوكت شه شد زمينت از شرف * برتر از اوج سماوات آمدى صد مرحله
چندگه بهر تفرج شاه گشت ار از تو دور * شاد باش اكنون به سويت بازگردد خوشدله
گر ز بأسش شمهيى خوانند بر گوش و حوش * گرگ دارد چون شبان روز و شبان پاس گله
( نگارستان دارا ، ص 58 - 59 - دانشمندان آذربايجان ، ص 16 - 17 - فهرست نسخهها ، ج 2 ، ص 886 ، 1564 )
ابو الفضل تبريزى
از شاعران سدهء هفتم هجرى و يا قبل از آن است از او تنها رباعى ذيل در نزهة المجالس آمده است :
گرچه ز ميانت به ستوه است كمر * زان گنبد سيمين ، به شكوه است كمر
فىالجمله ، كمر ز كوه سيمين مگشا * زيراكه خود آرايش كوه است كمر
( نزهة المجالس ، ص 362 )
هامش
- ابراهيم تبريزى - در تحفهء سامى چاپ وحيد ، ص 82 و متعاقبا در دانشمندان آذربايجان ، ص 15 و الذريعة ، ج 9 ، ص 14 از او چنين ياد شده است : اصلش از تبريز و بعضى گفتهاند از قزوين است اكثر خطوط خصوصا نستعليق را خوب مىنويسد و در موسيقى نيز وقوفى تمام دارد در معما نيز بد نيست اين مطلع از اوست :تا به كى يار رقيب از بهر آزارم شوى * كى بود گر بهر آزارش دمى يارم شوىدرحالىكه اين ترجمه در تحفهء سامى تصحيح همايون فرخ ص 136 به نام مولانا ملك قزوينى تبريزى و در مجمع الخواص ، ص 208 و دانشمندان آذربايجان ص 322 و . . . به نام مالك قزوينى ديلمى متوفى روز چهارشنبه هجدهم ذىالحجهء سال 969 ( روضات الجنان ، ج 1 ، ص 369 ) آمده است و ديلمىها به نوشتهء صادقى افشار از خانوادههاى سرشناس قزوين بودهاند .