تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
و ازاين‌روى بىچشم چگونه بگريم
ير از شمعى وير پروانه گردام * اوه « 1 » آير وشا بال‌وپرم ما
معنى : اگر شمع و اگر پروانه شوم از اين آتش بال‌وپرم خواهد سوخت
شوان يرنزنى « 2 » آوه آيرم آو * سحرگه و ابرى خاكسترم ما
معنى : شبها اگر اشك به آذرم آب نزند سحرگه باد خاكستر مرا خواهد برد
چرا « كشفى » جه چشمان آوه ريجى * كه آو آنه نشان آيرم ما
معنى : از آن كشفى از چشمان اشك مىريزد كه اشكها نشان آذر من است ( چون از چوپ تر در آتش آب مىچكد ) * * *

غزل دوم :

دپس « 3 » مشكين غزالان وس تك‌وپو * كاده مشكم گته كافور هر سو
معنى : از پس مشكين غزالان بس تكاپو كردم . اطراف مشكم را كافور گرفت ( يعنى موهايم سفيد شد ) .
ولين آلاله اين با غم خزان كرد * بشه آلاله وان رنگ « و » ولان بو
معنى : باغ پرگل و لاله من خزان كرد و رنگ لالگان و بوى گلان برفت
دلم چون وشكهه يا رب كه وينم * سياوانوشه اسپى نيك و شكو
معنى : دلم چون بشكفد يا رب كه مىبينم بنفشه سياه سفيد شده و جاى طراوت را خشكى گرفته است
ره مرگ آميَن را روشن آبه * هرم تارى كه اسپى كردد « اج » مو « 4 »
معنى : براى راه آمدن مرگ روشنى شد هر تارى كه از موى من سفيد كرد
هامش
( 1 ) - متن : اده . ( 2 ) - متن : يزنرنى . ( 3 ) - متن : ديس . ( 4 ) - متن : كرددمو .