و ازاينروى بىچشم چگونه بگريم
ير از شمعى وير پروانه گردام * اوه « 1 » آير وشا بالوپرم ما
معنى : اگر شمع و اگر پروانه شوم
از اين آتش بالوپرم خواهد سوخت
شوان يرنزنى « 2 » آوه آيرم آو * سحرگه و ابرى خاكسترم ما
معنى : شبها اگر اشك به آذرم آب نزند
سحرگه باد خاكستر مرا خواهد برد
چرا « كشفى » جه چشمان آوه ريجى * كه آو آنه نشان آيرم ما
معنى : از آن كشفى از چشمان اشك مىريزد
كه اشكها نشان آذر من است ( چون از چوپ تر در آتش آب مىچكد )
* * *
غزل دوم :
دپس « 3 » مشكين غزالان وس تكوپو * كاده مشكم گته كافور هر سو
معنى : از پس مشكين غزالان بس تكاپو كردم .
اطراف مشكم را كافور گرفت ( يعنى موهايم سفيد شد ) .
ولين آلاله اين با غم خزان كرد * بشه آلاله وان رنگ « و » ولان بو
معنى : باغ پرگل و لاله من خزان كرد
و رنگ لالگان و بوى گلان برفت
دلم چون وشكهه يا رب كه وينم * سياوانوشه اسپى نيك و شكو
معنى : دلم چون بشكفد يا رب كه مىبينم
بنفشه سياه سفيد شده و جاى طراوت را خشكى گرفته است
ره مرگ آميَن را روشن آبه * هرم تارى كه اسپى كردد « اج » مو « 4 »
معنى : براى راه آمدن مرگ روشنى شد
هر تارى كه از موى من سفيد كرد
هامش
( 1 ) - متن : اده .
( 2 ) - متن : يزنرنى .
( 3 ) - متن : ديس .
( 4 ) - متن : كرددمو .