تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
را تصحيح و چنين معنى كرده است : از شبان قدر شبى خوش دارم كه صدر عارفان را در صدر نشانده‌ام از تابش خورشيد رويش خوش در اين شب هزاران بدر فروزان دارم * * *
ج اويانم چو اويان « 1 » ونده ايمان * ج اويان يان و ديل آگنده ايمان
* * *
چو اويانمان « 2 » بسوى خويش خوانى * چرا در رنج گيتى منده ايمان
معنى : از خدا هستم و براى خدا بنده‌ام و دل‌وجان از خدا آگنده‌ام چون خدا مرا به‌سوى خويش مىخواند چرا در رنج گيتى مانده‌ام ؟ * * *
يرم اج مان بر انى مان « 3 » بايجى * ورم يان رنجه ديرى « 4 » آن بايجى بهر « ره » ه چون به آئين ويم ما * همم كفر « و » همم ايمان بايجى
معنى : اگر مرا از خانمان براند ، خانمان هيچ است و اگر جان من رنجه دارد آن هيچ است در هر حال چون به آئين اويم مرا هم كفر و هم ايمان هيچ است * * *
هنه دگوش « 5 » آواج الستم * هنه ج نعت احصى ديله مستم همىدون كهنه عهدم نوى كشفى * نه پندارى مگر امر وجه و ستم
معنى : هنوزم آواز الست به گوش است
هامش
( 1 ) - متن : اونان . ( 2 ) - متن : اوتمايان . ( 3 ) - متن : اوتمايان . ( 4 ) - متن : بان . ( 5 ) - متن گومش .