را تصحيح و چنين معنى كرده است :
از شبان قدر شبى خوش دارم
كه صدر عارفان را در صدر نشاندهام
از تابش خورشيد رويش خوش در اين شب
هزاران بدر فروزان دارم
* * *
ج اويانم چو اويان « 1 » ونده ايمان * ج اويان يان و ديل آگنده ايمان
* * *
چو اويانمان « 2 » بسوى خويش خوانى * چرا در رنج گيتى منده ايمان
معنى : از خدا هستم و براى خدا بندهام
و دلوجان از خدا آگندهام
چون خدا مرا بهسوى خويش مىخواند
چرا در رنج گيتى ماندهام ؟
* * *
يرم اج مان بر انى مان « 3 » بايجى * ورم يان رنجه ديرى « 4 » آن بايجى
بهر « ره » ه چون به آئين ويم ما * همم كفر « و » همم ايمان بايجى
معنى : اگر مرا از خانمان براند ، خانمان هيچ است
و اگر جان من رنجه دارد آن هيچ است
در هر حال چون به آئين اويم
مرا هم كفر و هم ايمان هيچ است
* * *
هنه دگوش « 5 » آواج الستم * هنه ج نعت احصى ديله مستم
همىدون كهنه عهدم نوى كشفى * نه پندارى مگر امر وجه و ستم
معنى : هنوزم آواز الست به گوش است
هامش
( 1 ) - متن : اونان .
( 2 ) - متن : اوتمايان .
( 3 ) - متن : اوتمايان .
( 4 ) - متن : بان .
( 5 ) - متن گومش .