شيرازى » مىدانند در شهور سنهء 989 ه . ق . كه به واسطهء تحصيل علوم ، متوجه شيراز بود به دارالمؤمنين كاشان رسيد چند روزى در صحبت مستعدان اين روزگار گذرانيد .
از اوست :
در كوى ملامت ز پى ديدارى * شادم به جفاى بىسبب آزارى
صد شكر كه از دولت جان سختى خويش * شرمنده نيم ز محنت او بارى » .
* * *
آماده است بهر دلم باز در غمش * دردى كه حيرت ابدى در كنار اوست
* * *
ترسم كه بوى درد تو يابند قدسيان * امشب كه بىتو نالهام از آسمان گذشت
مؤلف كتاب : « مكتب وقوع در شعر فارسى » جزو منتخبات اشعارى كه به زبان وقوع « 1 » سروده شده ، اين بيت « فردى » را نيز در ص 666 آورده است :
قاصد به نام من غم خود گفته پيش او * من شادمان كه درد دلم را شنيده است
در موزهء بريتانيا نسخهيى از ديوان « فردى » به نشانهء 8111
PR
مورخ سدهء 13 به فارسى و تركى موجود است هرچند كه در « فهرست نسخههاى خطى ، ج 3 ، ص 2464 » زادگاه شاعر مشخص نشده ولى محتمل است كه ديوان همين « فردى اردبيلى » باشد .
( هفت اقليم ، ص 258 - روز روشن ، ص 519 - دانشمندان آذربايجان ، ص 296 )
فهمى صفوى
سلطان محمد خدابنده ( مدت سلطنت 985 - 996 ه . ق . ) فرزند ارشد شاهطهماسب اول ، پادشاهى كريم النفس بود و با وجود ابتلا به ضعف چشم به نقاشى و شعر و موسيقى علاقه داشت و گاهى خود شعر مىگفت و « فهمى » تخلص مىكرد . از اوست :
هامش
( 1 ) - « در ربع اول قرن دهم هجرى مكتب تازهيى در شعر فارسى به وجود آمد كه غزل را از صورت خشك و بىروح قرن نهم بيرون آورد . . . اين مكتب تازه را كه برزخى است ميان شعر دورهء تيمورى و سبك معروف به هندىزبان وقوع مىگفتند . و غرض از آن بيان كردن حالات عشق و عاشقى از روى واقع بود . و به نظم آوردن آنچه كه در ميان عاشق و معشوق به وقوع مىپيوندد . يعنى شعر سادهء بىپيرايه و خالى از صنايع لفظى و اغراقات شاعرانه . . . در زبان وقوع ديگر جناس لفظى و معنوى و ارسال المثل ورد العجز على الصدر و ابهام و مانند اينها وجود نداشت ، بلكه صاف و صريح زبان حال بود و بيان واقع » . ( مكتب وقوع ، ص 1 ) .