تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
چو نقش ابروى او در شراب ناب نمايد * هلال عيد بود كز فلك در آب نمايد فغان كه نيست چنان محرمى كه نامهء شوقم * ز روى لطف نهانى بدان جناب نمايد ز دردمندى « فهمى » به واجبى شود آگه * از اين غزل دوسه بيتى گر انتخاب نمايد
اين رباعى نيز اوست :
دلدار مرا به رغم اغيار امشب * داده‌ست به بزم خويشتن بار امشب اى صبح چراغ عيش ما را نكشى * زنهار دم خويش نگه‌دار امشب
در روز روشن وفات او به سال 1005 ه . ق . قيد شده است . ( مجمع الخواص ، ص 9 - 10 - روز روشن ، ص 539 - 540 )

كشفى نمينى

مهان كشفى از شعراى قرن هشتم هجرى قمرى است . در سفينهء متعلق به آقاى منوچهر تفضلى كه تاريخ استنساخ آن 1120 ( ه . ق . ) است چنين آمده : « مهان كشفى از بزرگان و اعيان‌زادگان با تمكين نمين بود و در عشق شاهد پسرى شوريده‌حال گشت و كارش به شيفتگى و ملال كشيد عاقبت به اردبيل افتاد و بر خاكريز باروى شهر كلبه‌اى داشت شبى شيخ صدر الدّين را بر او گذر افتاد و تفقّدى فرمود ، كشفى اين دو بيت وصف حال گفت :
شوى خوش از شوان قدر ديرم « 1 » * كه صدر عارفان در صدر ديرم ج خور تاواج « 2 » ديمش خوش دايشو * از فروجان « 3 » هزاران بدر ديرم
شيخ صدر الدّين را حال او خوش آمد و چون صفاى درونش بديد بر او رحمت آورد و مطمح نظر كيميا اثر شيخ گرديد تا از قنطرهء عشق مجاز به حقيقت رسيد و كشفى را كشف الغطائى دست داد تا آرامش خاطر يافت و او را به زبان راژى اشعار آبدار بسيار است و اين ابيات بر سبيل تيمن قلمى گرديد - ليله سه‌شنبه پانزدهم رجب المرجب فى سنه مائه و عشرين بعد الف » . استاد فقيد اديب طوسى در نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز سال 8 شماره 3 اشعار كشفى
هامش
( 1 ) - متن : ارشوان مدر ديرا . ( 2 ) - متن : ناواج . ( 3 ) - متن : فروحان .