زنهار پاس حرمت ميخانه را بدار * جاده به چشم خويش چو نرگس اياغ را
بر محضر شهادت ما گر نظر كنى * هم خط زخم بينى و هم مهر داغ را
نيكان چو بد كنند به نيكان عجب مدار * بىشبهه مىكشد دم عيسى چراغ را
تا گرد شمع قد تو گردد ز روى شوق * برگ شكوفه شد بر پروانه باغ را
طاير چگونه ره بهسوى كوى يار برد * نگرفته گر ز بوى و گل و مل سراغ را
( جلاليه ، ج 2 ، ص 109 - 111 - تذكره شعراى آذربايجان ج 1 ، ص 757 - 762 )
عادل صفوى
طهماسب اول صفوى فرزند اسماعيل اول روز 26 ذيحجهء سال 920 ه . ق . تولد يافت و روز دوشنبه 19 رجب سال 930 هنوز يازدهساله نشده بود كه بر تخت سلطنت نشست و پس از 53 سال و يك ماه و 26 روز در شب دوشنبه 15 صفر 984 درگذشت و در مشهد دفن شد .
در « سلسلة النسب صفويه » تاريخ ولادتش به اشتباه 915 ه . ق . و تاريخ درگذشتش 982 ه . ق . قيد شده است .
وى در اوايل جوانى خطوط ثلث و نسخ و نستعليق را خوب مىنوشت و به نقاشى علاقه داشت و مثل اكثر شاهان و شاهزادگان صفوى علاقهء بيشترى به جمعآورى كتابهاى نفيس داشت و در تبريز كتابخانهء مهمى تأسيس كرد .
وقايع سى سال از سلطنت خود را نيز به رشتهء تحرير درآورد و آن ضمن « مطلع الشمس » در طهران ؛ و به سال 1308 ه . ق . در ليبزيك و سال 1343 ه . ق . در برلين ؛ و سال 1890 ميلادى به اهتمام « پاول هرن » در اروپا ؛ و سال 1912 ميلادى در كلكته به چاپ رسيد .
« آئين در قانون سلطنت » نيز از نوشتههاى اوست كه سال 1305 ه . ق ضمن وصايايش در بمبئى چاپ شد ( مؤلفين مشار ، ج 3 ، ص 602 ) .
( مجموعهء اسناد و مكاتبات تاريخى و متن فرمانهايش به اهتمام آقاى دكتر عبد الحسين نوايى تحت عنوان « شاهطهماسب صفوى » در بهار سال 1350 ش . به وسيلهء بنياد فرهنگ ايران به زيور طبع آراسته شد ) .