و وقتى به منتهاى شور و جذبه عرفانى مىرسد فرياد برمىآورد كه :
روز محشر كو كه امشب داد مىخواهيم ما * سينهاى اندازهء فرياد مىخواهيم ما
بالوپر فرسوده پرواز شده در جستجو * يك نشان از خانهء صياد مىخواهيم ما
عشق بر گلهاى داغ بوالهوس خنديد و گفت * همچو لاله داغ مادرزاد مىخواهيم ما
از نكتهسنجىهاى طاير مىتوان نقبى به زمانه شاعر زد :
نه گل به روى و نه نرگس به ديده مىماند * نگار من به كدام آفريده مىماند
در اين زمانه غزلهاى شاعران طاير ! * به حرفهاى مكرر شنيده مىماند
* * *
احوال روزگار ببينم چه مىشود * هستم در انتظار ببينم چه مىشود
بازآمده است بر سر ديوانگى دلم * تا آخر بهار ببينم چه مىشود
چون در كنار خود نكشيدم نگار را * خود را كشم كنار ببينم چه مىشود
طاير در غزل پيرو صائب تبريزى بوده و گاهگاهى نيز بسراغ غزليات خواجهء شيراز مىرفته است اما نمونه غزلياتى كه به وزن و قافيه صائب سروده است خود از استحكام و شيوايى بسيارى برخوردار است به نمونههايى از اين نظيرهسازيها توجه مىكنيم :
كه گويد ذره خواهد يافت كام آهستهآهسته * كجا هرگز نهد خورشيد گام آهستهآهسته
ترا تقليد مه شايان نباشد آفتاب من ! * كه بهر چرخ پر كرده است جام آهستهآهسته
* * *
خون مىخورم ز دست دل داغدار خويش * از برگ لاله نامه نوشتم به يار خويش
طاير بناى خانه بود يادگار خلق * من بيتها گذاشتهام يادگار خويش
نازكانديشى و ظرافت خيال و تازگى تركيبات و بكارگيرى صنايع بديعى در شعر طاير ، ما را برآن مىدارد كه با نگرشى نوين به طاير بينديشيم و مقامى و الا براى او درنظربگيريم .
با اميد به اينكه با چاپ مجموعهء غزليات شيواى مرحوم طاير شاعر عارف و معلم مبتكر و بنيانگذار فرهنگ شهرستان آستارا گامى در معرفى اين چهره گمنام فرهنگ و ادب ايران اسلامى برداشته باشم نظر خوانندگان عزيز را به نمونهء غزلياتى از اين شاعر گمنام جلب مىنمايم :
شسته است ابر چهرهء گلهاى باغ را * كو يك سبوى مى كه بشويم دماغ را