در كام و زبانم الفت اللّه است * زين جاده مرا به شهر وحدت راه است
انگشت شهادت است هر مژگانم * يا كلمهء لا إله إلّا اللّه است
* * *
صفاى جوهر ذاتى ز بادهء ناب است * لبى كه نيست مىآلوده لعل بىآب است
* * *
جمال دوست به ديدن نمىشود آخر * گل بهشت به چيدن نمىشود آخر
نيافتم كه سرِ رشته در كجا پيداست * كه آه من به كشيدن نمىشود آخر
مرحوم تربيت تخلص او را « ظاهر » نوشته و بيت زير را كه از ملا ظهورى ترشيزى است به او نسبت داده است :
مىكنم لاغرى خويش به صد پرده نهان * تا نمايان نكنم فربهى مجنون را
از رباعيات « طاهر » در جنگ شماره 262 كتابخانهء ملى تهران آمده است .
اشتباهات منابع ، در اثر نفيس استاد زندهياد خيامپور رسوخ كرده و از طاهر اردبيلى زير عناوين : « كاظم » ؛ « ظاهر » هم ياد شده است .
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 326 - 327 - تذكرهء حسينى ، ص 201 - شمع انجمن ، ص 287 - دانشمندان آذربايجان ، ص 248 - 249 - فهرست كتابخانهء ملى ، ج 1 ، ص 259 ) .
طاير اردبيلى
ميرزا حكيم مكتبى اردبيلى استارايى ، متخلص به « طاير » بسال 1240 هجرى قمرى در اردبيل زاده شد و بسال 1333 در آستارا بدرود حيات گفت . وى از مريدان جلال الدّين محمد مجد الاشراف « 1 » از اقطاب سلسلهء ذهبيه متوفى 1331 ه . ق . است و در مدح او مثنويى
هامش
( 1 ) - مجد الاشراف جلال الدّين محمد بن ابو القاسم « راز » مشهور به ميرزا بابا فرزند عبد النبى شريفى حسينى ذهبى شيرازى ( 1249 ق .
- 1331 ق . ) متولى آستانهء سيد مير احمد مشهور به شاهچراغ در سال 1249 ق . متولد شد و در كنف تربيت والدش تحصيل علم حديث و تفسير نمود و در خدمت علماء متشرعه علم فقه و اصول را بياموخت و قدرى لايق از مسايل علوم رياضى را اخذ نمود . پس در طريقت سلسلهء ذهبيه سير و سلوك كرد مدتى در مشهد مقدس مشغول رياضات شرعيه و تهذيب اخلاق گرديد پس به لقب مجد الاشراف شادمان گشت برحسب وصيت والدش مقتداى سلسلهء ذهبيه شد و بساط ارشاد را گسترد . جماعتى از سفرهء افاداتش بهره بردند . وى همه خط را خصوصا نستعليق را خوب مىنوشت و به سال 1331 ق . وفات يافت ( فارسنامهء ناصرى ج 2 ، ص 41 - الذريعة ج 2 ، ص 300 - ريحانة الادب ج 3 ، ص 450 )
مشار در مؤلفين كتب چاپى ج 5 ص 276 از يازده تاليف او ياد كرده است .