اويانى بندهايم اويانى خوانم * ار « 1 » آن بورى به بر اويانى رانم
اويانى عشق شورى در دل من * اننك زندهام چه عشق نالم
شرح : يعنى پروردهء عالم وحدتم و دايم ورد زبان من وصف حال عالم وحدت است ازآنجهت است كه اسب همت در عالم وحدت مىتازم و عشق و شور عالم وحدت مملو است در دل من و تا مادام كه زندهام از عشق نالانم .
معنى : بندهء حقم و او را مىخوانم
ازآنجهت اسب « همت » به بر او مىرانم
عشق او شوريست در دل من
اكنون كه زندهام از عشق مىنالم « 2 »
از اشعار تركى شيخ صفى
چاغروردوم قاتى آوازيله : ليلى ، ليلى * داغ سس وئردى جوابيمده كه : مجنون ، مجنون
بونه ويرانه كونول دور « صفى » ايواى ، ايواى * سرولر واريدى بو باغده موزون ، موزون
ترجمهء فارسى آن :
هامش
( 1 ) - گويا « از » درست باشد .
( 2 ) - بهطورىكه قبلا نيز متذكر شديم كسروى و ساير محققان اين دوبيتىها را به زبان آذرى دانستهاند ولى ادوارد برون مىنويسد كه شيخ صفى ابياتى به زبان گيلانى و فارسى دارد . ( تاريخ ادبيات ، ج 4 ) .
آقاى محمد تقى دانشپژوه در معرفى كتاب صفوة الآثار فى اخبار الاخيار ( نسخههاى خطى ، ج 2 ، ص 87 ) متذكر مىشود كه : « در مقالهء دوم آن كتاب شعرهاى فارسى و به زبان راجى طالشى ( كه پيشها در اردبيل روايى داشته است ) از شيخ صفى آمده است » .
آقاى دكتر منوچهر مرتضوى در نشريهء ( چهرهء آذرابادگان در آيينهء تاريخ ايران » ضمن مقالهء محققانهيى تحت عنوان « زبان آذربايجان » چنين نوشتهاند :
« مردم آذربايجان در گذشته به زبانى كه يكى از زبانهاى ايرانى بوده سخن مىگفتهاند و ما اين زبان را « زبان آذرى » مىناميم . . . به عنوان نمونهء اشعار آذرى مىتوان از غزل همام تبريزى و يازده دوبيتى از شيخ صفى و سه دوبيتى از اطرافيان شيخ و يك غزل و سيزده دوبيتى از شمس الدّين محمد مغربى و يك دوبيتى از ماماعصمت و يازده دوبيتى و سه غزل از كشفى و يك دوبيتى از يعقوب اردبيلى و يك دوبيتى از عبد القادر مراغى ياد كرد » .
در اين مقاله به منابع و مآخذ متعددى ( كه دربارهء زبان آذربايجان به بحث و تحقيق پرداختهاند ) نيز اشاره شده است .