ويك مرد ثابت نمىشود وبعضي از مجتهدين گفته اند كه به گواهى يك مرد ودو زن خونبها ثابت مىشود
واين قول ضعيف است ومىبايد كه گواهى دادن گواهان متفق باشد به حسب زمان ومكان وآلت
وخالى باشد از احتمال چه اگر مختلف باشد به حسب زمان ومكان وآلت يا آنكه محتمل باشد مثل
آنكه گويند ما ديديم كه أو را جراحت كرده قصاص ثابت نمىشود سيم قسامه وآنچنان است
كه هر گاه بر كسى دعوى كنند كه تو كس ما را كشته وگواه نداشته باشند مىبايد كه خويشان
أو پنجاه قسم بخورند اگر دعوى قتل عمد نمايند به اجماع مجتهدين ودر قتل خطا وشبهه خلاف است
أقوى آنست كه در آن نيز پنجاه قسم است وبعضي در قتل خطا بيست وپنج قسم گفته اند
واين قسم خوردن در وقتي است كه توان گفت كه مدعى راست ميگويد مثل آنكه شخصي دعوى
نمايد بر سلاح دارى كه سلاحش به خون آلوده باشد كه كس ما را تو كشته يا كشته در خانه أو
افتاده باشد يا در كوچه كه غير مردم آن كوچه از آنجا تردد نكنند يا در ديهى كه ديگران در آن
تردد نكنند يا در ميانه دو دية كه غير مردم آن دو دية از آنجا تردد نكنند وكشته در ميانه
حقيقي آن دو دية افتاده باشد چه اگر به يكى از آن دو دية نزديك باشد به آن نزديك گمان بردن
أولى است از دور يا آنكه بر طبق دعوى مدعى يك عادل يا جماعت فساق گواهى دهند به شرط آنكه
ظن أو شود كه مدعى راست ميگويد واما اگر كشته در مسجد جامع يا در راهى كه جماعتى در آن
تردد كنند يا در صحرا يا در مكاني كه ازدحام خلق باشد يا بر بالاى پلى يا كنار جسرى افتاده
باشد قصاص نيست بلكه خونبهاى أو را از بيت المال مىدهند وآيا به مظنه صدق
مدعى در تفصيل دعوى چون تعيين قاتل ونوع قتل شرط است يا نه مجتهدين را در اين
خلاف است وهر گاه مدعى در اين صورت چهل ونه كس خويش داشته باشد هر يك قسمي
مىخورند كه فلانى خويش ما را كشته است تا پنجاه قسم تمام شود پس قصاص ثابت مىشود
واگر زيادة از پنجاه كس باشد اگر پنجاه كس اقتصار مىكنند كه يكى از ايشان مدعى باشد وولى مقتول
در اين صورت مخير است ميانه تعيين قسم خورندگان واگر كمتر از پنجاه كس باشند يا بعضي از
قسم خوردن امتناع نمايند تتمه مكرر قسم بخورند تا پنجاه قسم تمام شود واگر خويشان مقتول
قسم نخورند يا خويش نداشته باشد مدعى خود پنجاه قسم بخورد واگر مدعى از قسم خوردن
امتناع نمايد مدعى عليه وخويشان أو پنجاه قسم مىخورند ودعوى ساقط مىشود وبعضي
از مجتهدين برآنند كه اگر مدعى عليه قسم نخورد در اين صورت قصاص ثابت مىشود وبعضي
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 433
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٤٣٣