تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
كنند وكشتن كافرانى كه امام جهت مصلحتى به مدت معينى به ايشان عهد كرده باشد وكشتن كافرى كه أو را أمان داده باشند وكشتن زنان أهل حرب وأطفال ايشان مگر با ضرورت وكشتن اسيرانى كه بعد از جنگ بدست آيند وكشتن كافر در ماه‌هاى حرام هر گاه حرمت آنها را دانند قسم سيم مكروه چون كشتن كسى كه جهاد مىكند پدر خود را بدست خود قسم چهارم سنت چون كشتن كسى كه به جهت قصاص رود هر گاه ترسد كه اگر قصاص نكند أو را ايذا كنند چه در اين صورت ممكنست كه مستحب باشد قسم پنجم مباح چون كشتن كسى كه به سبب حد يا به سبب قصاص در هر جراحت وكشتن آدمي به اعتبار سبب أو منقسم مىشود به شش قسم أول آنكه موجب قصاص وديت وكفاره وگناه نباشد چون كشتن واجب سواي كشتن مسلمانانى كه كافران ايشان را در جنگ أسير كرده باشند چه در آن كفاره لازم است وكشتن مباح دوم آنكه موجب قصاص وديت وكفاره نباشد اما گناه داشته باشد چون كشتن اسيرى كه از راه رفتن عاجز آيد وكشتن جهاد كننده كسى را بي اذن امام يا پيش از آنكه امام ايشان را دعوت به اسلام كند سيم آنكه موجب قصاص وكفاره باشد چون كشتن مؤمني مثل خود را از روى عمد به غير حق چهارم آنكه موجب ديت وكفاره باشد چون كشتن پدر پسر خود را وكشتن مؤمن مثل خود را از روى خطا يا شبه عمد چنان كه مذكور خواهد شد پنجم آنكه موجب ديت باشد وموجب كفاره نباشد چون كشتن جهود وترسا وآتش پرست ششم آنكه موجب كفاره باشد وموجب ديت نباشد چون كشتن بنده خود را هر گاه مسلمان باشد وكشتن آدمي باز منقسم به سه قسم است أول خطاى محض كه كشنده در فعل وقصد خطا كند مثل آنكه قصد داشت كه تيرى بر كبوترى اندازد خطا شد وبر آدمي خورد وأو را كشت دوم شبيه به عمد كه كشنده آن كار را كرده باشد اما به قصد كشتن نكرده باشد چون زدن طفل جهت تأديب به چيزى كه غالبا بكشد سيم عمد محض كه كشنده كسى را به قصد بكشد واين قسم موجب قصاص است يعنى كشنده را در عوض كشته شده بايد كشت فصل دوم در بيان احكام قتل عمد وجراحتي كه كسى بر كسى زند ودر آن چند فصل است فصل أول در بيان مواضعى كه قصاص در آنها لازم است بدان كه در پانزده موضع قصاص بايد كرد أول كشتن مؤمني به غير حق از روى عمد دوم جراحت كردن هر گاه داند كه آن جراحت سرايت