أو از اقرار وانكار معلوم أو شود واگر سبب سكوت أو عناد وعداوت باشد أو را حبس كند تا
جواب مدعى گويد يا آنكه حاكم حكم كند به نكول كردن أو يعنى قسم نخوردن أو وبعد از آنكه حاكم
شرع جواب را به أو ظاهر كند وأو جواب اقرار وانكار را بگويد مدعى را به قسم خوردن امر كند
اگر قسم خوردن أو ممكن باشد وحكم كند جهت مدعى به حق أو فصل دوم در آنچه
سبب حكم حاكم مىشود بدان كه امام حكم مىتواند كرد در حقوق الله وحقوق الناس به علم خود
وغير امام از قاضيان جامع الشرايط در حقوق الناس به علم خود حكم مىتوانند كرد وآيا در حقوق
الله نيز حكم به علم خود مىتوانند كرد يا نه مجتهدين را در اين خلاف است أقرب آنست كه حكم مىتوانند
كرد اما به مجرد خط خودشان حكم نمىتوانند كرد هر گاه كيفيت آن حكم در خاطر ايشان نباشد
وبعضي از مجتهدين حكم كردن قاضى را به علم خود در چهار موضع جايز داشته اند ودر ما سواي
آن منع كرده اند أول عدالت گواهان وجرح ايشان چه اگر قاضى عالم باشد به عدالت
يا فسق ايشان حكم به آن مىتواند كرد واگر عالم نباشد به عدالت يا فسق ايشان واجب است
بر أو كه از حال گواهان سؤال كند اگر چه مدعى عليه از آن ساكت باشد دوم اقرار كردن
در مجلس حاكم اگر چه غير أو نشود سيم حكم كردن با علم يقيني به خطا كردن گواهان يا
كذب ايشان چهارم تعزير كردن كسى كه در مجلس قضا بي أدبي كند واگر چه غير أو به آن
عالم نباشد وبعضي از مجتهدين زيادة كرده اند موضع پنجم را كه قاضى به علم خود حكم مىتواند
كرد وآن در صورتي است كه در واقعه كه يك گواه باشد وقاضى خود گواه ديگر باشد چه در
اين صورت قاضى حكم مىتواند كرد وقاضى حكم مىكند در حقوق الناس به رعايت از
مجلس ( 1 ) حكم خواه دور باشد وخواه نزديك به شرط آنكه مدعى قسم بخورد بر بقاى حق خود
چه در اين صورت قسم دادن مدعى واجبست هر گاه مدعى جهت خود دعوى نمايد اما اگر
از جهت موكل يا مولى باشد بر أو قسم نيست بلكه مال را تسليم أو مىكند يا كفيل ميدهد
تا آنكه غايب حاضر شود ودر دعوى بر طفل وميت وديوانه قسم خوردن لازم است
واما اگر در شهر باشد واز آمدن به مجلس حكم متعذر آيا قاضى حكم در آن مىكند يا نه مجتهدين
را در اين خلاف است أقرب آنست كه حكم مىكند اما بعد از آنكه حاضر شود ودعوى اداى
حق يا ابراى آن كند وبه گواهان عادل ثابت سازد حاكم حكمي را كه جهت أو كرده باشد
رد كند وقاضى در حق الله بر غايب حكم نمىتواند كرد اما اگر چيزى باشد كه مشتمل باشد بر
هامش
( 1 ) اين مسائل محتاج به تفصيل وبيان است صدر دام ظله