بول كردن غلام وكنيز بزرگ در جامه خواب بر قول بعضي از مجتهدين بيست وسيم
دزدى وخيانت كردن غلام وكنيز به شرط آنكه تميز داشته باشند نه آنكه طفل
باشند بيست وچهارم أحمق بودن ظاهري بيست وپنجم شراب خوار ( 1 ) بودن
بيست وششم آنكه متاعي كه خريده نجس باشد واگر چه قابل پاك ساختن بود
نقصان به هم رسد بيست وهفتم بي ختنه بودن غلام بر قول بعضي از مجتهدين
به شرط آنكه مشترى نداند كه أو را ختنه نكرده اند بيست وهشتم بي قوت بودن
دست راست غلام يا قوت داشتن دست چپ أو پس مشترى هر گاه عالم به اين
عيوب شود اختيار فسخ دارد به چهار شرط أول آنكه تصرف در آن متاع نكرده باشد
چه با تصرف رد نمىتواند كرد اما أرش كه تفاوت ميانه قيمت بي عيبى وعيب داريست
مىگيرد دويم آنكه عيب پيش از بيع كردن باشد سواي چهار عيب أول كه آن چهار
عيب از وقت عيب تا يكسال اگر به هم رسد مشترى فسخ آن مىتواند كرد هر گاه تصرف
در آن نكرده باشد سيم آنكه مشترى پيش از بيع كردن عالم به عيب نباشد چه اگر
عالم باشد رد نمىتواند كرد وأرش نيز نمىتواند گرفت چهارم آنكه در وقت بيع
كردن خيار عيب را ساقط نكرده باشد خواه به تفصيل وخواه به اجمال چه اگر
ساقط كرده باشد رد نمىتواند كرد وگرفتن أرش در چهار موضع ثابت مىشود أول
آنكه هر گاه مشترى تصرف كرده باشد در متاع عيبناك چنانچه گذشت دوم آنكه
هر گاه مشترى كسى را بخرد كه بر أو آزاد شود در اين صورت نيز رد نمىتواند كرد وأرش
نمىتواند گرفت سيم آنكه در صورتي كه مشترى اختيار فسخ داشته باشد وفسخ
نكند أرش مىگيرد چهارم آنكه هر گاه متاع در دست مشترى عيب به هم رسانيده
باشد وبايع شرط كرده باشد كه هر گاه عيبناك شود أرش بدهد نهم خيار تدليس
وآن چنان است كه شخصي كنيزى را مثلا فروخته باشد به شرط آنكه سرخ روى وجعد
موى باشد وروى أو را به سرخاب سرخ كرده باشد وموى ديگرى را به موى أو وصل
نموده باشد پس در اين صورت اگر مشترى عالم به آن نبوده باشد وبعد از آن
عالم شود اختيار دارد كه فسخ كند وهمچنين هر گاه كسى گوسفندى كه چند روز
شير أو را ندوشيده باشد بفروشد به شرط آنكه شير أو مقدار معينى باشد وبعد
هامش
( 1 ) على اطلاقه معلوم نيست صدر دام ظله