برافراخت شمشير مصرى نژاد * به حدت چو آتش بسرعت چو باد
شه دين به يزدان درودى سرود * سر تيغ بر اخنس آمد فرود
ندانم كه برقى به دو تاب زد * و يا پرتو مهر بر آب زد
نظاره برو بر دورويه گروه * كه برقى درخشيد ناگه به كوه
ز افراز زين اخنس آمد نگون * ز خونش همه خاك شد لالهگون
ندانم كجا شد سپس جان او * كه بود اندر آن چاه همخوان او
لك الويل اى اخنس زشتكار * بزى اندر آن ويل مهمان مار
تو اين كار بازيچه پنداشتى * على را چو اين مردم انگاشتى
گفتار در ذكر آمدن حرقوس به خونخواهى اخنس و كشته شدن در دست على ( ع )
چو رفتى همى جانت آگاه بود * كه در آن جهان او شهنشاه بود
دليرى كه چون بيژن و توس بود * مر او را همى نام حرقوس بود
سوى شير يزدان برانگيخت بور * كجا شير ترسد ز آهنگ مور
به پيش صف آمد على را بديد * بغريد تيغ از ميان بركشيد
چو دستش به سر رفت كآيد به زير * على تاخت دلدل بر اسبش دلير
يكى تيغ بفراخت بر مغفرش * كه ببريد و بگذشت از آن بر سرش
ز ابروى و حلقوم و سينه و كمر * سبك كرد از زين و اسبش گذر
چو جنبيد اسبش وى و اسب زود * دو پيكر فتادند بر طرف رود
همان پور وهاج مالك به نام * كه نامآورى بود بران حسام
سوى مرتضى آمد از بهر جنگ * يكى تيغ در چنگش الماسرنگ
به دو شير حق تيغ هالك رساند * همى جان مالك به مالك رساند
به نزديك حرقوس و اخنس رسيد * دو تن پيش شد سيم ازبس رسيد
بروكت ز دنبال پويد رئيس * چو در سبق با اسب رايض سئيس