تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 2048

مساهمون:

ص٢٠٤٨
برافراخت شمشير مصرى نژاد * به حدت چو آتش بسرعت چو باد شه دين به يزدان درودى سرود * سر تيغ بر اخنس آمد فرود ندانم كه برقى به دو تاب زد * و يا پرتو مهر بر آب زد نظاره برو بر دورويه گروه * كه برقى درخشيد ناگه به كوه ز افراز زين اخنس آمد نگون * ز خونش همه خاك شد لاله‌گون ندانم كجا شد سپس جان او * كه بود اندر آن چاه همخوان او لك الويل اى اخنس زشت‌كار * بزى اندر آن ويل مهمان مار تو اين كار بازيچه پنداشتى * على را چو اين مردم انگاشتى

گفتار در ذكر آمدن حرقوس به خونخواهى اخنس و كشته شدن در دست على ( ع )

چو رفتى همى جانت آگاه بود * كه در آن جهان او شهنشاه بود دليرى كه چون بيژن و توس بود * مر او را همى نام حرقوس بود سوى شير يزدان برانگيخت بور * كجا شير ترسد ز آهنگ مور به پيش صف آمد على را بديد * بغريد تيغ از ميان بركشيد چو دستش به سر رفت كآيد به زير * على تاخت دلدل بر اسبش دلير يكى تيغ بفراخت بر مغفرش * كه ببريد و بگذشت از آن بر سرش ز ابروى و حلقوم و سينه و كمر * سبك كرد از زين و اسبش گذر چو جنبيد اسبش وى و اسب زود * دو پيكر فتادند بر طرف رود همان پور وهاج مالك به نام * كه نام‌آورى بود بران حسام سوى مرتضى آمد از بهر جنگ * يكى تيغ در چنگش الماس‌رنگ به دو شير حق تيغ هالك رساند * همى جان مالك به مالك رساند به نزديك حرقوس و اخنس رسيد * دو تن پيش شد سيم ازبس رسيد بروكت ز دنبال پويد رئيس * چو در سبق با اسب رايض سئيس