از هزار و دويست از هجرت * سال هشتاد و هشت رفته هلا
در به تاريخ مجمع فيروز * كه مبارك بود چو فر هما
محرمش گفت نام اهل سخن * زنده آمد ز مجمع الفصحا
صد شكر هدايت كه به تاييد إله * اين نامه تمام شد به وجه دلخواه
در دهر بماند اينچنين طرفهنگار * بر نام خوش ناصر دين شاهنشاه
مر ايزد بىمانند را سپاس كه چندان اين پير غلام ضعيف را زمان و نيرو داد كه بعون بخت جوان حضرت شاهنشاه جوانبخت فلكتخت الناصر لدين اللّه السلطان ناصر الدّين شاه خلد اللّه ملكه و سلطانه اين دفتر جامع كه پرنجوم لامع است و به مجمع الفصحا موسوم چنان كه دل مىخواست به اين تكميل انجام پذيرفت .