تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 2021

مساهمون:

ص٢٠٢١
مجموعهء انفسى و آفاق * فكرت كن و برگشاى اوراق چندان‌كه به علم بيش گردى * نادان‌تر و كم ز خويش گردى علم اخلاق خوش نگارى * حسن اخلاق مىندارى تا ساحل بحر جاى پاى است * در بحر دگر چه جاىجاى است بسيار ز سالكان ره‌پوى * زين راه نيافتند يك موى كس محفل دل‌ستان نديد است * هم گردى از آستان نديد است صد مرغ به كوه قاف سالك * و آن جمله هلاك در مهالك دامى بفكنده هر مقامى * هر مرغى گشته صيد دامى وانگاه ز جهل مرغك خام * سيمرغ گمان نموده آن دام گر زان كه تو مرد اين طريقى * اللّه معك نه بىرفيقى هم شرع بورز و هم طريقت * كاين دو است منازل حقيقت نى بىاين آن دگر بشايد * نى بىآن اين درى گشايد چون دانش در نهايت آيد * آن بينش را بدايت آيد چون علم صور به آخر آيد * پس اول فقر ظاهر آيد صدسال اگر به ره شتابى * بىرهبر ره به دو نيابى قانع نشوى به ساغرى چند * يا با رخ خوب دلبرى چند اين بحر عجب يمى شگرفست * هر موجهء آن چو بحر ژرف است قانع كه شود از آن به يك كام * سيراب شود كه زان به يك جام بيرون نسزد دمى درنگى * در آن بايد شدن نهنگى تا جان ندهى تو جا نه نيابى * تا گم نشوى نشان نيابى جان ده كه ز نو روانت بخشند * گم شود كه ازو نشانت بخشند هر چيز كه داده شد نشانت * افكن كه دهند بيش از آنت بالاتر از آنچه در خيالست * در حضرت او بسى كمالست زنهار كه دوست بس غيور است * خود لازم نيكوان غرور است هان تا ندهى به خاطرت راه * انكار محققان آگاه