جامه آباد و دل خراب كه چه * زهر در زير شهد ناب كه چه
در مدح شاهنشاه جمجاه محمد شاه و جيش او
باد پاينده بر سپيد و سياه * ظل ظل خدا محمد شاه
سالها با پدر به پهنهء روس * لشكر آراست همچو چشم خروس
در هوايى به بوى دمگه شير * سوى شيران به رزم رفته دلبر
كام او همچو كام شير به تف * گام بفشرده شيروار به صف
گرد افشانده از زمين بر ابر * جسته ناورد پيل و ديو و هژبر
مار رويين مهلك قتال * نيش در پيش و مهره در دنبال
مهرهء آن دريده مهرهء پشت * نرم اما گه ورود درشت
چون به كين در شتاب فوجا فوج * رزمگه ژرفبحر مرجان موج
بسكه خون ريخت از تن تركان * گشته پررود پهنهء گرگان
همه گرگانيان پريش شدند * گرگ بودند ليك ميش شدند
بر زمينى كه جا گزيند چرغ * مرغكان را سفر سزد زان مرغ
چون ز شاهين به طرف رود ورود * ميغ مر ماغ را به از آن رود
تركمان ترك ديد و خنجر و تيغ * از وطن برگرفت راه گريغ
پرهزيمت از آن هزاهز رزم * كوه بلخان و خيوه و خوارزم
از سمرقند خانه در خانه * صيت شد منتشر به فرغانه
از واقعات خراسان
در دگر سال خسرو داور * باز لشكر كشيد زى خاور
غوريان نام حصنى اندر راه * بود و پاى و سرش به ماهى و ماه
پاسبان چون به برج آن خفتى * زخمهء چنگ زهره بشنفتى
ور چميدى بباره با تشويش * شدى از شاخ ثور پايش ريش
خندقى ژرف كرد آن باره * كش فلك رعشهور ز نظاره