تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1996

مساهمون:

ص١٩٩٦
مهندس رنگ باغى دلگشا ريخت * كه رنگ از روى خلد باصفا ريخت درون باغ قصرى سخت پايه * كه افكندى به قصر چرخ سايه بدى بناى را گاه مقرنس * به زير پاى كرسى چرخ اطلس شدى نقاش را هنگام بىرنگ * به پشت دست نقش نقش ارژنگ از آن حجار جادوگر به هر سوى * به پا استاده كوهى بر سر موى مگر بودى ميان لعبتى شنگ * دو كوه فربى از مويى بر آونگ جهانى در جهان كردند بنياد * كه از آن دهر ويران گشت و آباد يكى طاقى چو ابروى بتان طاق * نديده ديده جفتش را به آفاق به پايه بر سر ماهى قرارش * به سقف از پايگاه مه گذارش درى اندر صفا چون چرخ هشتم * وتدهاى زرش تابان چو انجم به كرياس رفيعش چرخ را رشك * كواكب قطره‌ها در چشمش از اشك در آن كرياس از يك لخته مرمر * مصفاحوضه‌يى چون حوض كوثر هرآن‌كو خورده جامى از زلالش * خضرآسا حياتى لايزالش زهى آن سنگ‌فرسا مرد ماهر * كه او از سنگ آرد چشمه ظاهر عصاى موسيش بد تيشه در چنگ * كه چون او كرد ظاهر چشمه در سنگ تعالى اللّه از آن زيبنده گلزار * به زيبايى چو گلزار رخ يار ز هر سويش بسى دلكش خيابان * درون هريكى نهرى شتابان به طرف نهر شمشادى و سروى * بر آن دراجى و بر اين تذروى همه ره نارون همسايه با بيد * بپوشانيده روى گل ز خورشيد يكى بتخانه بر بتهاى دلبر * بهار بلخ را نو كرده از سر ز پيكرهاى رنگين بلخ بامى * چو پيكر خانهء چين گشته نامى به طرزى نقش مجنون و جمالش * كه ليلى گشته مجنون بر مثالش زليخا را چنان دلكش كشيده * كه يوسف جامهء او را دريده چنان فرهاد را نقشى فكنده * كه شيرين در هوايش كوه كنده بناميزد از آن آيينه‌خانه * وثاق خاص آن ماه يگانه