تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1990

مساهمون:

ص١٩٩٠
تا بر نافش ز گلو ريش شد * دم‌به‌دم آن سوز درون بيش شد در دل پاك حسن آتش فروخت * واى كه بيت اللّه اعظم بسوخت لاله همى كم شد و گل زرد شد * آتش افزود و سمن سرد شد سرخى از سينه همىشد برون * زرد بر چهره همىشد فزون گلها بر گلبن پژمرده ماند * خونها در رگها افسرده ماند

خطاب زمين‌بوس به حضرت امام ( ع )

جمله جهان قيمت يك موى اوست * جان جهان جان خداجوى اوست اى به گلوى جان نيش تو نوش * خون دل از ياد لبانت به جوش آن لب چون نوش و پس آنگاه زهر * بادا پرزهر همه نوش دهر آن گلوى نازك و از زهر ريش * باد به خنجر گلوى دهر ريش شهد روان لعل چو ياقوت تو * سودهء الماس چرا قوت تو واى كه الماس درونت بخست * سنگ ستم كوزهء جسمت شكست با چو تو شويى چو زنى اين كند * مرد چسان بر زن تحسين كند بدر سما بندهء روى تو بود * مشك ختا چاكر موى تو بود لعل لبت لالهء حمرا بدى * نرگس شهلاى تو كحلا بدى قد رشيقت نه بلند و نه پست * چشم كحيلت نه به هوش و نه مست گردن سيمينت برافراخته * گفتى ابريقى خوش ساخته رسته به گرد لب شكرشكن * طرفه نباتى و نبات حسن خوب‌تر از بوى سمن بوى تو * تير و كمان مژگان و ابروى تو اشعث در نار مخلد زياد * جعده به تابوت مؤبد زياد بنده هدايت كه ثناخوان تست * نيست كسى بل سگ دربان تست

اشارت به شهادت حضرت على بن موسى ( ع )

بار دگر از اثر فرودين * فر جنان يافت زمان و زمين
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1990 | رضا قليخان هدايت