تا بر نافش ز گلو ريش شد * دمبهدم آن سوز درون بيش شد
در دل پاك حسن آتش فروخت * واى كه بيت اللّه اعظم بسوخت
لاله همى كم شد و گل زرد شد * آتش افزود و سمن سرد شد
سرخى از سينه همىشد برون * زرد بر چهره همىشد فزون
گلها بر گلبن پژمرده ماند * خونها در رگها افسرده ماند
خطاب زمينبوس به حضرت امام ( ع )
جمله جهان قيمت يك موى اوست * جان جهان جان خداجوى اوست
اى به گلوى جان نيش تو نوش * خون دل از ياد لبانت به جوش
آن لب چون نوش و پس آنگاه زهر * بادا پرزهر همه نوش دهر
آن گلوى نازك و از زهر ريش * باد به خنجر گلوى دهر ريش
شهد روان لعل چو ياقوت تو * سودهء الماس چرا قوت تو
واى كه الماس درونت بخست * سنگ ستم كوزهء جسمت شكست
با چو تو شويى چو زنى اين كند * مرد چسان بر زن تحسين كند
بدر سما بندهء روى تو بود * مشك ختا چاكر موى تو بود
لعل لبت لالهء حمرا بدى * نرگس شهلاى تو كحلا بدى
قد رشيقت نه بلند و نه پست * چشم كحيلت نه به هوش و نه مست
گردن سيمينت برافراخته * گفتى ابريقى خوش ساخته
رسته به گرد لب شكرشكن * طرفه نباتى و نبات حسن
خوبتر از بوى سمن بوى تو * تير و كمان مژگان و ابروى تو
اشعث در نار مخلد زياد * جعده به تابوت مؤبد زياد
بنده هدايت كه ثناخوان تست * نيست كسى بل سگ دربان تست
اشارت به شهادت حضرت على بن موسى ( ع )
بار دگر از اثر فرودين * فر جنان يافت زمان و زمين