گرنه به كار از تو گشادى رود * خرمن ما جمله به بادى رود
از تو به ما گرنه فتوحى رسد * مشكل اگر روح بر وحى رسد
اى همه بر نام تو افسانهام * نور فكن در دل ديوانهام
نورى كان دايم باقى بود * محفل وحدت را ساقى بود
فانى ما باقى ما هم تو باش * ساغر ما ساقى ما هم تو باش
دانهء ما هم تو و هم دام تو * بادهء ما هم تو و هم جام تو
عشق تو خود واقف آهنگ ماست * غانى ما چنگى ما چنگ ماست
حفظ تو خود شاهد آغوش ماست * پيكر ما سينهء ما دوش ماست
فضل تو را گوش بر آواى ماست * نامهء ما خامهء ما ناى ماست
لطف نهان تو نگهدار ماست * همره ما همدم ما يار ماست
فيض تو روح تن مجروح ماست * لجهء ما كشتى ما نوح ماست
نام تو ذكر دل پرداغ ماست * گلبن ما گلشن ما باغ ماست
ياد تو برق دل رنجور ماست * رؤيت ما موسى ما طور ماست
اى خنك آن ديده كه نورش تويى * اى فرى آن دل كه سرورش تويى
شاد زى اى دل كه غمش سور تست * شاد زى اى جان كه رخش هور تست
اى گه جان دادن يار همه * هم گه زادن به كنار همه
در نظرم نيست گه زادنم * روى تو خواهم گه جان دادنم
گر به شعورم من و گر بىشعور * بر دل من كن به ولايت ظهور
جانب گردون ز زمينم كشان * گر به شمالم به يمينم كشان
روى كن از روى كرم سوى من * در دوجهان تيره مكن روى من
راحت كن آنچه عقاب منست * عذب نما آنچه عذاب منست
طاعتم ار قطره بود نيل كن * خو بيم ار پشه بود پيل كن
پشه تو تا نى بدمى پيل كرد * قطره توانى به كرم نيل كرد
گرچه فزون باشدم آلودگى * از همهام بخشا پالودگى
گر به صور اين ملكات آيدم * زين ملكاتم هلكات آيدم
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1982
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٩٨٢