تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1980

مساهمون:

ص١٩٨٠

در نعت حضرت نبوى صلى الله عليه و آله

ملك و ملك با علمت لشكرى * خاصه كه زير علم حيدرى جان جهان باد فدات اى نبى * هاشمى ابطحى يثربى اى ز گمان بيشترت جاه و قدر * خلوت وحدت را شايان صدر زان ده و دو نور كه اجلاليست * نور نخستين على عالى است خيز هدايت به فلك كن مقر * تا كه كنى مدحت شمس و قمر شمس و قمر احمد و حيدرشناس * فاطمه را زهرهء ازهر شناس زهره و شمس و قمر و فرقدين * اين سه شمردند و حسن با حسين سطح فلك گر همه گردد كتاب * مدحتشان نايد اندر حساب طفلان ار خاك بناها كنند * خويش بر آن خاك ثناها كنند كاين ز سدير و ز خورانگه به است * شمسهء آن از خور و از مه به است قبهء آن قبهء خورشيديست * پايهء آن پايهء جمشيديست نيز به بازيچه بسى كودكان * دكان سازند ولى كودكان بر سر اين دكه بسى جنگهاست * زان كه ز هر لكه در آن رنگهاست معرفت ما همه از علو و سفل * بازى خاك آمد و دكان طفل زاب و گلى نقش و نگارى كنيم * وانگهش انديشه‌نگارى كنيم همچو تنند و همه تارى تنيم * ديبه از نقش غبارى تنيم نام بر آن ديبه ششتر نهيم * بل كش از آن ديبا خوش‌تر نهيم بسته به هم دسته سارى همه * خوانده بهشتى و بهارى همه گر كرمش گل نكند خار ما * آوخ ما افسوس از كار ما رد كندا قهرش كالاى ما * واى تنا واى دلا واى ما

در نعت حضرت صاحب‌ولايت

اى دوجهان درگه ايوان تو * كون و مكان گوشهء ميدان تو زان گه كز مام جهان زاده‌ايم * بى خود بر نام تو دل داده‌ايم