تا كه رى گشته نشيمن گه او * فخر بر چرخ كند هر رازى
پشه با عونش و زور پيلى * صعوه با فرش و پر بازى
باد از مويش در عطارى * خاك از رويش در بزازى
اندر آن روز كه چون بازيچه است * در بر سخت دلان جانبازى
تيغ خونريز به رخ افروزى * رمح سرتيز به قد افرازى
دوزخ و ميدان را همكارى * اجل و پيكان را هنبازى
چون تو اى صفدر از جاى مصاف * جانب صفها مركب تازى
كوهى از آهن اگر باشد خصم * بتف حمله تواش بگدازى
خويش را بيند در پنجهء شير * پنجه و تيغ به هركس يازى
نصر با موكبت اندر رفتار * فتح با رايتت اندر بازى
و له ايضا
اى ماه چارده شبه گرنى مه منى * چندين منورى ز چه وصاف و روشنى
امشب مرا به ياد كسى با تو تا به صبح * آهى و نالهاى بود و اشك و شيونى
تو چون منيژه بر سر چه دهر چون چهى * نظاره من به روى تو زين چه چو بيژنى
ماه من از كجا و تو سهوى شگرف رفت * چون سرو كشمرى نشود شاخ ارژنى
عقلم ببرده عشق كه خوانم به اشتباه * باغ بهشت را به صفت همچو گلخنى
مه را كجاست باغى و در باغ كوثرى * مه را كجاست سروى و بر سرو گلشنى
مه را كجاست بر رو مشكينه سنبلى * مه را كجاست در مو سيمينه سوسنى
مه را كجاست از در در غنچه رستهاى * مه را كجاست از گل در جامه خرمنى
مه را كجاست بربر از سيم حقهاى * مه را كجاست بر سر از مشك گرزنى
مه را كجاست پيدا در ميمى اخترى * مه را كجاست پنهان در سيمى آهنى
مه را كجاست طرهء هندوى پرخمى * مه را كجاست غمزهء جادوى پرفنى
مه را كجا برى چو پرند ممردى * مه را كجا رخى چو تذرو ملونى
مه را كجا ز مشك ختن زلف و گيسويى * مه را كجا ز برگ سمن گوش و گردنى