ما را كه ماه عمر بديمه رفت * گو ابرها برآيد آزارى
ما مردهايم صدره ازين هستى * اين مرگ نيز پارى و پيرارى
من بنده را تجلى ذاتى بس * مر خلق را تجلى آثارى
و له
اى ز مشك تر هزارت حلقه انگشترى * وانگه آن انگشتريها را نگين از مشترى
صيد ماهى در شبك رسمست و در مشكين شبك * صيد مه كرد است آن پرحلقه دام چنبرى
زلف مشكين تو پندارى مشبّك پردهايست * زير او پيدا و پنهان مانده مهر خاورى
درعى از قار است گويى زير آن رطل عقار * رنگ مى تابان بهر حلقه ز فرط احمرى
ريخته بر خرمن گل از شبه بس حلقههاست * حلقههايى كرده گاهى جوشنى گه مغفرى
مارهاى دلگزا بر نارهاى جانفزا * مار و شكل عقربى و نار و طبع كوثرى
كرده گهگه ارقمى آن بر مدام در غمى * كرده گهگه عقربى آن برپرند عبقرى
كس ندارد جز تو زين مهطلعتان خلخى * كس ندارد جز تو زين خوش لعبتان بربرى
لب چو لعل ترمدى و مو چو مشك تبتى * رخ چو ماه نخشبى و قد چو سرو كشمرى
تاج هدهد را نظر كن پاى طاووسان مبين * عدل نبود دادههاى گنبد نيلوفرى