كوه و در درنوشتم و گشتم * موسى طور نور چشم انام
بهمن طوس كوس برز و برز * بيژن زال يال سام حسام
در جهان زاد و از جهان مه شد * همچو مردم كه اشرف از ارحام
بهر تكميل دهر مانده به دهر * همچو ارواح مانده با اجسام
ذات او اصل بود و عالم فرع * خود عرض را به جوهر است قوام
در تهنيت عيد صيام
اگرچه عشق گناه است و گرچه باده حرام * دو وقت وقت نشاط است و عشق و باده و جام
يكى چو دى بگذشت و وزيد باد بهار * يكى چو روزه برفت و رسيد عيد صيام
به ماه روزه تن ما ضعيف گشت و نحيف * ز بس سجود و ركوع و ز بس قعود و قيام
ز هيچچيز نيايد به جسم ما قوت * مگر ز بوس پياپى مگر ز شرب مدام
گذشت آنكه به مسجد چو زاهدان ما را * بدى دعا و ثنا و بدى صلات و سلام
كنون به مصطبه و باغ و راغ سرخوش و مست * همىكشيم بساط و همىكنيم مقام
سواد شام گذشت اى بهار لاله عذار * بياض صبح دميد اى نگار كبكخرام
بده كه زندگى جان ما بود به شراب * چنانكه زندگى جسم واعظان به طعام
به آب گرم بگيريم قوتى گه صبح * كز آب گرم نبرديم لذتى گه شام