تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1844

مساهمون:

ص١٨٤٤

در مرثيهء قطب السلاطين محمد شاه نور الله مرقده

از دير جهان بست سوى دار جنان بار * افسوس و صد افسوس محمد شه قاجار آن دشتى حرق آمد در شعلهء لهاب * آن كشتى غرق آمد در لجهء ذخار خون ريخت همى با ما چونين شفق و ماه * بگريست همى با ما خونين در و ديوار سوگ آمد در جلوه‌گه سور هويدا * آب آمد در جايگه خواب پديدار جانها به شرار غم درتافته چون موى * دلها به تف ماتم بشكافته چون نار سوزنده همه دلها چون برق به كانون * بارنده همه چشمان چون ابر به آزار نالنده همى طبل ولى نالهء آن زير * موينده همى ناى ولى مويهء اين زار به بود محمد شه از جملهء شاهان * چونان كه به از هرچه رسل احمد مختار ديندار شهى بود و خدادان ملكى بود * گيتى به برش گلخن و گوهر به برش خوار او رفت و بمانديم زهى سنگ و زهى جان * او مرد و نمرديم خهى ننگ و خهى عار بىماه چنانيم كه بىشمع شبستان * بىشاه چنانيم كه در دى مه گلزار حيف آن خط مشكين كه كند خورد از آن مور * واى آن بر سيمين كه برد قوت از آن مار زان روى دريغا كه بدش سرخى شنگرف * زان موى فسوسا كه بدش سبزى زنگار مانا كه ده و چار بدى مدت ملكش * چونان كه بدى مدت عمرش دو ده و چار بگذشت به سالى كه هزار از پس هجرت * بر دو صد و سى بفزودى و سپس چار

و له

اى سنبل پرتاب تو غارتگر و طرار * وى نرگس پرخواب تو عاشق‌كش و عيار رخسار تو يا سرخ‌گل تازه به خرمن * اندام تو يا ياسمن چيده به خروار بر سرخ‌گل تازه برآميخته نسرين * بر ياسمن چيده فروريخته گلنار دندان تو لؤلؤ دهن تنگ تو غنچه * رخسار تو شنگرف و خط سبز تو زنگار پوشيده به زنگار ترا لاله نعمان * پاشيده به شنگرف ترا نافهء تاتار گرد لب گلرنگ تو خطى چو پى مور * پيش دهن تنگ تو زلفى چو خم مار شهد است لبان تو ز مورش نبود ننگ * گنج است دهان تو ز مارش نبود عار