در مرثيهء قطب السلاطين محمد شاه نور الله مرقده
از دير جهان بست سوى دار جنان بار * افسوس و صد افسوس محمد شه قاجار
آن دشتى حرق آمد در شعلهء لهاب * آن كشتى غرق آمد در لجهء ذخار
خون ريخت همى با ما چونين شفق و ماه * بگريست همى با ما خونين در و ديوار
سوگ آمد در جلوهگه سور هويدا * آب آمد در جايگه خواب پديدار
جانها به شرار غم درتافته چون موى * دلها به تف ماتم بشكافته چون نار
سوزنده همه دلها چون برق به كانون * بارنده همه چشمان چون ابر به آزار
نالنده همى طبل ولى نالهء آن زير * موينده همى ناى ولى مويهء اين زار
به بود محمد شه از جملهء شاهان * چونان كه به از هرچه رسل احمد مختار
ديندار شهى بود و خدادان ملكى بود * گيتى به برش گلخن و گوهر به برش خوار
او رفت و بمانديم زهى سنگ و زهى جان * او مرد و نمرديم خهى ننگ و خهى عار
بىماه چنانيم كه بىشمع شبستان * بىشاه چنانيم كه در دى مه گلزار
حيف آن خط مشكين كه كند خورد از آن مور * واى آن بر سيمين كه برد قوت از آن مار
زان روى دريغا كه بدش سرخى شنگرف * زان موى فسوسا كه بدش سبزى زنگار
مانا كه ده و چار بدى مدت ملكش * چونان كه بدى مدت عمرش دو ده و چار
بگذشت به سالى كه هزار از پس هجرت * بر دو صد و سى بفزودى و سپس چار
و له
اى سنبل پرتاب تو غارتگر و طرار * وى نرگس پرخواب تو عاشقكش و عيار
رخسار تو يا سرخگل تازه به خرمن * اندام تو يا ياسمن چيده به خروار
بر سرخگل تازه برآميخته نسرين * بر ياسمن چيده فروريخته گلنار
دندان تو لؤلؤ دهن تنگ تو غنچه * رخسار تو شنگرف و خط سبز تو زنگار
پوشيده به زنگار ترا لاله نعمان * پاشيده به شنگرف ترا نافهء تاتار
گرد لب گلرنگ تو خطى چو پى مور * پيش دهن تنگ تو زلفى چو خم مار
شهد است لبان تو ز مورش نبود ننگ * گنج است دهان تو ز مارش نبود عار