نى خطا گفتم اسلام كجا مغلوبست * تا در اسلام شهنشاه جهاندار بود
معنى دين محمد همه گيتى گيرد * تا خدا يارمحمد شه قاجار بود
در شكايت از نكايت روزگار
دانا به دهر خوار و حزين باشد * رسم جهان كه گفت جز اين باشد
ابناى دهر هركه درم دارد * دانندش آنچنان كه سمين باشد
يا هر خزف كه در كفشان افتد * خوانندش آن گهر كه ثمين باشد
بىمايهاى همال و قرين سازند * با آنكه بىهمال و قرين باشد
مردم به صور تند چو مردم ليك * شير علم نه شير عرين باشد
پرچين و چين و چين نه يكى معنى است * در لفظ گرچه هر دو سه چين باشد
حاصل كه مرد به خرد كامل را * جز مرگ نيست آنچه گزين باشد
آنكه پسند خاطر عام افتد * صاحبهنر كه زير زمين باشد
مرد هنرشناس چو اينجا نيست * شايد كه در بهشت برين باشد
افسانهايست جمله گيتى ليك * پند آنكه را كه راى زرين باشد
دنيا چو مىنپايد و باقى نيست * طوبى لك ار تو را سر دين باشد
در تأسف و تلهف از حال مشيب
از عهد جوانى چو آورم ياد * بر مه كشم از چرخ پير فرياد
بر ياد جوانيست حسرت پير * چون مرده كه از زندگى كند ياد
سنگينى پيرى رسيد چون كوه * چستى و جوانى گذشت چون باد
پيسه است كنون همچو بال عكه * پرى كه بدى تيره چون پر خاد
خفته است كنون همچو شاخهء بيد * قدى كه بدى راست همچو شمشاد
آوخ چه شد آن شاخ عشقپرور * آوخ چه شد آن كاخ عيش بنياد
رخشان مى خلر به جام بلور * چون آذر سوزان به دير خراد
در چشمهء سيماب معدن لعل * در حقهء الماس كان بيجاد