تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1815

مساهمون:

ص١٨١٥
گر به معنى روى آرى جامع زير و زبر * آدم خاكيست كاو را صورة الحق كرده‌اند آدم ار در صورت آمد اسبق از احمد ولى * معنى او را بر آدم بس‌كه اسبق كرده‌اند بوده آدم خود به قيد آب و گل كان شاه را * تختگاه خسروى از نور مطلق كرده‌اند از شجر مقصد ثمر باشد نه خود ذات شجر * از براى شخص ما تركيب قرطق كرده‌اند

در تشبيبات و تشبيهات و مديح سلطان عهد خلد الله سلطانه

كمانى در خم آورده كمندى پر ز چين دارد * ندانم با كه ترك من دگر آهنگ كين دارد چو ديگر غازيان نبود كمان او كمند او * كمان قيرگون دارد كمند عنبرين دارد كمان قيرگون او مكان بر فرق مه گيرد * كمند عنبرين او نشان از مشك چين دارد يكى سر بر كنار توده مشك ختا بنهد * يكى جا در ميان روضه خلد برين دارد نه تنها ترك تركش بند من در قتل مسكينان * كمانى آن‌چنان با خود كمندى اين‌چنين دارد دو صف تركان تيرانداز خنجربند با دشنه * مهيا پيش چشم از بهر غارت در كمين دارد دو مشكين آهوى مست است خنجر زن به حكم او * كه هريك زان دو آهو كشته صد شير عرين دارد