گر به معنى روى آرى جامع زير و زبر * آدم خاكيست كاو را صورة الحق كردهاند
آدم ار در صورت آمد اسبق از احمد ولى * معنى او را بر آدم بسكه اسبق كردهاند
بوده آدم خود به قيد آب و گل كان شاه را * تختگاه خسروى از نور مطلق كردهاند
از شجر مقصد ثمر باشد نه خود ذات شجر * از براى شخص ما تركيب قرطق كردهاند
در تشبيبات و تشبيهات و مديح سلطان عهد خلد الله سلطانه
كمانى در خم آورده كمندى پر ز چين دارد * ندانم با كه ترك من دگر آهنگ كين دارد
چو ديگر غازيان نبود كمان او كمند او * كمان قيرگون دارد كمند عنبرين دارد
كمان قيرگون او مكان بر فرق مه گيرد * كمند عنبرين او نشان از مشك چين دارد
يكى سر بر كنار توده مشك ختا بنهد * يكى جا در ميان روضه خلد برين دارد
نه تنها ترك تركش بند من در قتل مسكينان * كمانى آنچنان با خود كمندى اينچنين دارد
دو صف تركان تيرانداز خنجربند با دشنه * مهيا پيش چشم از بهر غارت در كمين دارد
دو مشكين آهوى مست است خنجر زن به حكم او * كه هريك زان دو آهو كشته صد شير عرين دارد