تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1814

مساهمون:

ص١٨١٤

در حقايق و معارف و نعت حضرت خواجهء كاينات

زين نگارشها كه بر اين سقف ازرق كرده‌اند * بر محقق قدرت حق را محقق كرده‌اند اندرين شطرنج رنج و نرد درد اين مهره‌ها * نز پى نظاره هر مرد احمق كرده‌اند تا رخ صد شاه پيل‌افكن رسد بر خاك عجز * ثابت و سيار را چون اسب و بيدق كرده‌اند بيكران بحريست چرخ نيلگون كاندر صفت * فى المثل آن بحر را گويى معلق كرده‌اند اختران را در تكش سيمين صدفها ساختند * ماه نو را بر سرش سيمينه زورق كرده‌اند پنبه‌زارى سبز را ماند فلك هر شب به شكل * كز نجوم آن را پر از بشكفته جوزق كرده‌اند يا مگر نرديست كش سيمين و زرين مهره‌هاست * صفحه آن نرد از نيلى ستبرق كرده‌اند مهره‌هاى او همى ساكن نمىگردد دمى * راست گويى خلقت آنان ز زيبق كرده‌اند ماه نو چون در شفق پيدا شود گويى درست * هست جامى كاندر آن خمر مروق كرده‌اند تا نپندارى كه بر بازيچه اين نيلىحصار * يا به ناواجب به گردش ژرف خندق كرده‌اند هفت صعلوك مدبر را به هاروتى روان * روز و شب بى جا بهشت و چار جوسق كرده‌اند گرچه حكمتهاى پنهان برفروز از فهم ماست * هم به فهم رازها ما را موفق كرده‌اند
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1814 | رضا قليخان هدايت